تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

Ruzbehan@theSecularشاید دو روزی باشه که دستانم به کتاب کشیده می شود و چشمان خسته ام از بیخوابی های شبانه در مسیر روزانه ی بسمت کار و بازگشت در طبقه ی دوم اتوبوسهای دوطبقه ی خط ۲۱۰ و ۲۵۳ لندن روی کتاب می لغزد.

از شما چه پنهان که دو روز پیش دوباره ناپرهیزی کردم. از کنار شعبه ای از <بوردرز> می گذشتم که پایم وارد منطقه ممنوعه ی آغاز دوباره ای برای رنج و رنج و رنج شد. مازوخیسم دارد این انسان، خواهر جانم۱. لذتی را نهایتا انتخاب می کند که با رنج همراه است. نوعی از شادکامی را میجوید که با درد همراه است. مازوخیسم دارد این بشرواره. مازوخیسم دارد این بتشکن.

 

۱- با تاملی اشراق گونه حتم به یقین دارم، خواهرم از گوشه ی دیگر دنیا بیصدا میخواند پاره ی دیگرش را.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در جمعه 5 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

بعدازظهر مصاحبه ی کاری داشتم شمال غرب لندن. این تقریباْ پنجمین مصاحبه ام بود. مابقی بی فایده. نتیجه ی اینرا هم دو روز دیگر می فهمم. قبولم می کنند یا که نه؟! باخداست. حقیقت اینکه تجربه ی کاری ندارم. هرکاری باشد میکنم به شرطی که قبولم کنند. مشکل اینجاست که ایرانی بی تجربه ی کاری را کسی قبول نمی کند. بدبختی اینجاست. بگذریم! گره ی کراوات را سفت کردم و کتم را پوشیدم و یکبار دیگر کیفم را چک کردم که از رزومه گرفته تا پاسپورت و کارت شناسایی و ... همراه داشته باشم و از درب منزل زدم بیرون. من تقریباْ شمال شرق لندن هستم و ساکن محله ی <هَکنی>. تازه یک ساعت و نیم در اتوبوس بودم و دو خط عوض کردم تا رسیدم. راس ساعت. اینجا باید راس ساعت سر قرار حاضر شد وگرنه طرف را نخواهند پذیرفت. وقتی میگویند فلانی ساعت ۳ دفترم باش یعنی اگر ساعت سه و پنج دقیقه آمدی دیگر او را نخواهی دید. ساعت یک و نیم راه افتادم که مطمئن باشم راس ۳ برای مصاحبه حاضر خواهم بود. بیست دقیقه بیشتر طول نکشید. یک امتحان کتبی نسبتاً ساده هم داشت.

از داستان کسل کننده و برای من فوق العاده خسته کننده ی کاریابی که بگذریم. داستان جالبی دارم برایتان. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در چهارشنبه 13 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده

یکی از دردسرها در لندن این هست که وارد زیرگذر برای سوار شدن به قطار (چیزی که فرانسویها میگن مترو و ما میگیم آندرگراند* یا تیوب**) بشوی و ناگهان متوجه بشی که یادت رفته روزنامه بگیری. خوب، بخاطر اینکه یک مسیر تقریبا طولانی را تصور کن که جز بربر نگاه کردن روبرویی ات کاری برای انجام دادن نداشته باشی! فوق العاده خسته کننده است. حالا ممکنه روبرویی ات یک دختر خیلی خوشگل با دامن کوتاه، پاهای بلند و اندام برجسته باشه. تازه خیلی نمی تونی دید بزنی. یکم که بگذره قطعاً به یک روش معدبانه و دیپلوماتیک حالیت میکنه که دیگه دید زدن موقوف وگرنه گزینه ی نظامی روی میز هست! تازه این خوبترین سناریوی ممکن بود. اگه شانس بیاری روبرویی ات یک پاکستانی ریشو یا یک برقع پوش افغانی نباشه! وای وای وای. دید هم دیگه نمی تونی بزنی تازه حالت بهم میخوره از کوفت و زهرمارهای اسلامی که به اسم عطر و اودوکلن به خودشون میمالن و با بوی بدنشون ترکیب میشه و روز تو را حسابی محشر میکنه! بگذریم!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در دوشنبه 11 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده

نخست وزیر گردون براون این روزها بیش از سابق به سوء مدیریت متهم می شود. اخیراْ یک مطالعه ی علمی اقتصادی سر و صدایی در مملکت متحده بریتانیا به راه انداخته است. این مطالعه نشان می دهد که پس از شانزده سال رشد و شکوفایی اقتصادی لاجرم در ماه ژوئیه امسال رشد اقتصادی به صفر درصد رسید و مملکت وارد رکود اقتصادی شد. همه انگشت اتهام را به سمت نخست وزیر برگرداندند. دیوید کامرون دبیرکل حزب محافظه کار هم از فرصت استفاده کرد و در مجمع عمومی پارلمان حملات تندی به ساختار مدیریتی نخست وزیر وارد آورد و بار دیگر از مجمع خواست که تا پیش از ارائه بودجه امسال توسط دولت وقت، انتخابات عمومی را برگذار کنند که به گمان آقای کامرون و رفقایش اینبار برد از آن محافظه کاران خواهد بود.

از راست به چپ: اپوزیسیون قانونی ملکه و دبیرکل حزب محافظه کار: دیوید کامرون |وزیر امورخارجه فعلی: دیوید میلیبند | نخست وزیر و دبیرکل فعلی حزب کارگر: گردون براون 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در یکشنبه 10 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده