تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

پروژه ی شکست خورده را ادامه دادن مغز خر می خواهد و صبر ایوب!

از اولین روزی که برای فقط و فقط یک هدف به وبلاگ نویسی رو آوردم تصور کنم ۵ سال گذشته باشد. هدفم آن بود که اندیشه را پیش از چاپ شدن در اختیار تعداد بیشتری از اندیشمندان قرار داده باشم که در حالت معمول ممکن خواهد بود. معمولا نسخه اولیه ی کتاب را پیش دوستان می برند که بخوانند و نقد کنند. حالا قانعم به همان تعداد اندک. در وبلاگستان پیغامگیرها فی المجموع احوالپرسی می شوند. کمتر پیدا می شود با دید نقادانه نوشته ات را مطالعه کنند. اصلا نمی خوانند که چه می نویسی. صفحه ات را باز می کنند یکچیزی زیرش می نویسند. دیگر حال و حوصله ی این مسخره بازیها را ندارم. سه کتابم به نسخه ی نهایی نزدیک می شوند و خواندن و نوشتن را زین پس در همان ابعادی دنبال خواهم کرد که پیش از این ۵ سال دنبال می کردم و  بنی بشر پیش از این عصر هجوم اطلاعات دنبال می کرد.

این واپسین نوشته ام در وادی وبلاگ نویسی خواهد بود. وبلاگ نویسی بکارم نیامد که هیچ. مرا در شرف منحرف کردن از مسیر اصلی نقد و بررسی و تحصیل و مطالعه و بیان دیدگاهها بود.

بدرود

+ نوشته شده توسط روزبهان در پنجشنبه 9 آبان1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا: زندگی
 

تلفن بوق سوم را هم می زند مردی جواب می دهد: بله بفرمائید؟! بعد از سلام و احوال پرسی و وقت بخیر می گویم می خواهم با مرجان صحبت کنم . این اولین تماس تلفنی ام با مرجان بعد از اتمام دورهء کارشناسی است. حالا نزدیک به سه سال است که این دوره برای من به اتمام رسیده است.در حالی که من یک سال زودتر از هم دوره ای هایم با گذراندن ترم های بیست و چهار واحده فارغ التحصیل شدم . از اینکه برای اولین بار محض یک کار به دوست همدانشکده ای سابقم زنگ می زنم کمی خجالت زده هستم. اما با شنیدن صدای گرفتهء مرجان شروع به سلام و احوال پرسی می کنم. با اینکه صمیمی نبودیم تا می گویم رویا هستم به خاطر می آورد و صدای یک خندهء کوتاه را از پشت تلفن می شنوم. از هر دری صحبت می کنیم اولین سوالم این است که بالاخره ارشد قبول شد یا نه؟ می گوید نه ! می گویم کار می کند یا نه؟ می گوید در پی کار هستم.  می پرسم راستی عزیزم یادم هست عاشق بودی بالاخره سرنوشت عشقت چی شد ؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه 3 آبان1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا: زندگی

سازمان ملل مدتي است حركتي را برای کمک به کودکان فقیر جهان شروع کرده است که بر اساس آن به ازای هر کلیک روی یک سایت معرفی شده، به یک کودک گرسنه در جهان غذا و یا یک کتاب می‌رسد. سایت حقوق سبز بازدیکنندگان خود را دعوت می کند تا با مشارکت در بخش اهدای کتاب به کودکان و یا برنامه تامین غذا WFP سازمان ملل متحد با کلیک بر روی آدرس http://thehungersite.com بر روی دکمه زرد رنگ وسط صفحه کلیک کرده و به این ترتیب به ازای هر کلیک، کمپانیهای اسپانسر هزینه یک وعده غذای رایگان و یا اهدای یک کتاب را برای کمک به کودکان را تامین می‌کنند. با توجه به اینکه کمپانیهای حمایت کننده از این طرح بصورت تصادفی انتخاب می شوند این قلم هیچ مسوولیتی در قبال محتوای آنها نخواه داشت.   

         تنها با يك كليك

پي‌نوشت: از همه‌ي دوستان صميمانه خواهش مي‌كنم اين متن را در وبلاگ خود قرار دهند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 16 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا: زندگی