تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

مروری بر فیلمی از میلوش فورمن

شبح آزادی 

مجید نصرآبادی

 

                                                       


                                                         

 

Goya's Ghost

اشباح گویا (محصول: ۲۰۰۶)

 

شناسه‌ی فیلم:

Directed by Milos Forman

Written by Mr. Forman and Jean-Claude Carrière

Director of photography: Javier Aguirresarobe

Edited by Adam Boome

Production designer: Patrizia Von Brandenstein

Produced by Saul Zaentz

Released by Samuel Goldwyn Films.

Running time: 113 minutes.  

Cast: Javier Bardem (Brother Lorenzo)

Natalie Portman (Ines/Alicia)

Stellan Skarsgard (Goya)

Randy Quaid (King Carlos)

Michael Lonsdale (Grand Inquisitor)

José Luis Gómez (Bilbatua),

and Mabel Rivera (Maria Isabel Bilbatua).

داستان فیلم:

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید نصر آبادی در سه شنبه 21 آبان1387| مكاتبه با نويسنده

                 

بعد از «زندان زنان» اميد مي‌رفت «منيژه حكمت» آينده‌ي خوبي داشته باشد. اما فيلم آخر او، «سه زن»، واقعا نااميدكننده بود. او گفته است در اين فيلم دغدغه‌ي هويت ملي داشته، اما آنچه اين‌روزها و با كلي جنجال و حاشيه در سينماها به‌نام «‌سه زن»‌ نمايش داده مي‌شود بيشتر قصه‌اي ضعيف و كم‌محتواست تا فيلمي جدي كه تلاش دارد به حافظه‌ي تاريخي ما مدد رسانده و هويت سه نسل از زنان ايراني را بازشناسي كند.  من نمي‌دانم منظور خانم حكمت از اين كه فيلمي رئال ساخته است چيست، اما اگر اين اصل ساده را بپذيريم كه سينماي رئال چارچوب‌هاي خاصي دارد آن‌گاه باور به اينكه «منيژه حكمت» در تحقق پروژه‌اي كه در سر داشته است موفق بوده است يا نه بسيار تأمل‌برانگيز خواهد بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اولیس در یکشنبه 5 آبان1387| مكاتبه با نويسنده

کیارستمی  نقد منفي و نقد مثبت، فرمول بندي متافيزيكي كهني است كه از ارسطو به ما رسيده است. نقد منفي اما مي تواند مثبت باشد. در عالم واقع زماني كه نقدي با افق هاي بازتر، دقت ها و پرسش هاي ژرف تر و تسلط و احاطه بيشتر، لكنت ها و خامدستي هاي متني را بيان مي كند، در حقيقت با آفريننده متن مكالمه اي سرداده كه او را فرا ببرد. يك نقد رها از توهين و بغض، كه با پرسش متن كار دارد و نه به جنگ و دعوا با شخصيت آفريننده متن و پيشداوري ها، سراپا نقدي مثبت است.
    
    
    درعوض نقد مثبت كه كارش يعني گفت وگو با متن را به صورت تمجيدي، دفاع طلبانه و ديگر هيچ پيش مي برد، مسلماً تاثيري منفي برجا مي نهد. ما به سبب همه مشكلات دراز دامن، چه آنگاه كه از هر نقد مثبتي سرخوش مي شويم، و چه در گامي روشنفكرانه به پيش ظاهراً و يا بنا به عادت، از هر نقد منفي استقبال مي كنيم، در واقع در منش عقب مانده شريك شده ايم، زيرا خود <مثبت> و <منفي> بودن نقد در اصل هيچ اهميتي ندارد. هر نقد با نگاهي خلاق و تازه و بينش و دانشي كه به ذات امر واقع - متن - تقرب جويد، نقد خوبي است. پس بر عكس برداشت سطحي اين و آن، مشكلي با نقد منفي حافظ به روايت كيارستمي ندارم بلكه پرسش هايي در برابر شيوه هاي عقب مانده دارم...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در چهارشنبه 24 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
چهارصدضربه

من ادعا می کنم که یک فیلم یا لذت ساختن سینما را بیان می کند و یا رنج سینما را. من به چیزی در این بین علاقه ندارم. (فرانسوا تروفو)

چهارصد ضربه” (۱۹۵۹) اثر فرانسوا تروفو یکی از تاثیر گذارترین داستانهای ساخته شده درباره یک نوجوان بالغ ااست. فیلم از دوران جوانی خود تروفو الهام گرفته شده است و یک پسر کاردان و متکبر را نشان می دهد که در پاریس بزرگ شده است و ظاهرا بی پروا با زندگی گناه کاری روبرو می شود. بزرگتر ها او را به عنوان یک دردسر ساز می بینند. به ما اجازه داده شده است که قسمت هایی از زندگی خصوصی او را ببینیم، به عنوان مثال قبل از اینکه او شمعی را در اتاقش روشن کند، روی تختش به پرستش بالزاک می پردازد. برداشت مشهور آخر فیلم چهارصد ضربه، بزرگ نمایی است از چهره فریز شده و قاب گرفته پسر داستان که او را در حالی نشان می دهد که مستقیما به لنز دوربین نگاه می کند. او به تازگی از حبس خانگی گریخته است و اکنون در ساحل است. گرفتار بین خشکی و آب.

آنتوان دونیل که ژان پیر لیاد نقشش را بازی می کند، شخصیت موقر دارد. به طوری که احساسات او بسیار قبل از اینکه فیلم آغاز شود، تیره و تار شده است. این اولین بار در سینما است که چنین اتفاقی در همکاری دراز مدت بین کارگردان و بازیگر انجام می شود. آنها این کاراکتر را بار دیگر در فیلم کوتاه “آنتوان و کولت” (۱۹۶۲) به اجرا در آورند. و همچنین در چند فیلم بلند به نامهای “بوسه های پنهان” (۱۹۶۸) ، “تخت و تخته” (۱۹۷۰) و “عشق فراری” (۱۹۷۹).

فیلم های بعدی مزیت های خاص خوشان را دارند و “بوسه های دزدکی” یکی از بهترین کارهای فرانسوا تروفو می باشد. اما “چهارصد ضربه” با تمام احساسات و سادگی اش، خود یک کلاس فیلم سازی است. فیلم اولین کار بلند تروفو بود و یکی از فیلم های پایه گذار جنبش موج نوی سینمای فرانسه. فیلم به آندره باژن تقدیم شده است. منتقد تاثیر گذاری که تروفوی بی خانمان را زیر دستش تربیت کرد، هنگامی که این مرد جوان به نظر می رسید که بین زندگی به عنوان یک فیلمساز و زندگی با بدبختی ایستاده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 23 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

 

ژاک لوئی داوید (به فرانسوی: Jacques-Louis David) (۳۰ اوت ۱۷۴۸ - ۲۹ دسامبر ۱۸۲۵) نقاش نامدار فرانسوی و از پیشگامان سبک نئوکلاسیک بوده است.

ژاک لوئی داوید از دانش‌آموختگان مدرسه عالی ملی هنرهای زیبای پاریس بود.

وی از هواداران انقلاب فرانسه و از دوستان نزدیک ماکسیمیلیان ربسپیر، یکی از معروفترین رهبران انقلاب فرانسه و بعدها از هواداران ناپلئون بوناپارت گردید. ژاک لوئی دیوید پس از تبعید ناپلئون و بازگشت بوربون‌ها به سلطنت فرانسه، بخاطر نقشش در اعدام لوئی شانزدهم، محاکمه شد. اما لوئی هیجدهم وی را مورد بخشش قرار داد و حتی به وی پیشنهاد همکاری با دربار را کرد. اما ژاک لوئی داوید آن را نپذیرفت و خود را به بلژیک تبعید کرد.

وی در تاریخ ۲۹ دسامبر ۱۸۲۵ میلادی در بروکسل درگذشت

يكي از زيباترين آثار داويد تابلوي زيبايThe Farewell of Telemachus and Eucharis است .

وداع تلماك با اوشاريس

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید نصر آبادی در جمعه 8 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده
نخستین باری که اسم مالیویچ را خواندم در کتاب پست مدرن نوذری بود از مسئله بازنمایی در هنر صحبت می کرد و از مکعب سفیدی در زمینه ای سفید بحث می کرد تا این که دیشب در شبکه چهار برنامه استادان نوگرا برنامه ای از او دیدم .بدین مناسبت تعدادی از نقاشی هایش را در این جا می گذارم.

خواب كارخانه ي كمونيسم

 عنوان اين تابلو " خواب كارخانه ي كمونيسم" است .

خواب كارخانه‌ي كمونيسم ( Dream Factory Communism )

" هنر يعني حضور ، و نقاشي كردن به معناي خاص ، يعني چيره شدن بر تمامي بوم نقاشي است " در مي 1924 ، چهار ماه پس از مرگ لنين ، مالويچ اين جمله را در يكي از مجلات مي نويسد.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید نصر آبادی در شنبه 2 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده
رمان تهوع اثر ژ ان پل سارتر 

فرهنگ چیست؟احمد کسروی

پسورد: parsfreedomکتاب

 

 

 

رومئوی من کجاست؟اثری از کیارستمی(فیلم کوتاه)

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در جمعه 4 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده