تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

مسیحیت و بالطبع کتاب مقدس و آیین عبادی آن در طول تاریخ ملهم از اندیشه ها و فلسفه های گوناگونی بوده است و بی شک هر مورخ، الهی دان و اندیشمندی آنرا بی تاثیر از سایر فلسفه های التقاطی یا گنوستیک در طول حیات مسیحیت نمی داند و برای مطالعه ی آن از بررسی های محیط تری بهره مند می شود تا آنچه را که پوسته ی یک اندیشه تاریخ گرفته است را بتواند باز کرده و اصل را مورد بررسی قرار دهد. امروز در هر آکادمی الهیات، از واتیکان گرفته تا دانشکده های معتبر الهیات در آمریکا یا اروپا، تاثیر مسیحیت از فلسفه های مختلف تاریخی و دوره های رشد آن مورد تائید قرار گرفته است و امروز بحث محافل الهیاتی همانا کمک به ارتقای حقیقت هرچه بیشتر نزدیک به پیام مسیح می باشد با رفع ابهامات فلسفی و اعتقادی آن. برای باز کردن این مطلب قسمتی از تاثیر تاریخی در مسیحیت را که بی تاثیر در انتخاب بخش های کتاب عهد جدید نیز نبوده، مورد بررسی قرار می دهیم:

با رشد مسیحیت در روم، اندیشمندان مسیحی با این چالش روبرو شدند که برای مسیحیت، اعتباری فکری شبیه آنچه که فلسفه ی یونان از آن برخوردار بود فراهم آورند. این اندیشمندان به سببب دفاعی که از مسیحیت می کردند، مدافعان(Apologists) نام گرفتند. کار اینان بیشتر تشکیل می شد از باز تفسیر پیام مسیحیت در پرتو مفروضات خداشناسی و جهان شناسانه ی دنیای یونانی بزرگتر، بویژه مفروضاتی که از آثار افلاطون اخذ شده بود. اما دین مسیح در محیطی یهودی پدید آمده بود و فلسفه ی اولیه آن به مفروضات جهان بینی عبرانی اتکا داشت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در شنبه 18 آبان1387| مكاتبه با نويسنده
 

....افزایش سهم زنان در کلیسا در اواخر روزگار باستان نیز از نهادینه شدن فزاینده ی مسیحیت در سده های دوم و سوم حکایت می کرد. در آغاز زنان آزاد بودند که نقش فعالی در تشکیل کلیساها ایفا کنند. انجیل ها گزارش می دهند که عیسی مریدان مونث نیز داشت و مقدار زیادی از تامین مالی عیسی را زنان انجام می دادند حتی برخی از آنان را پولس "رسول" می خواند. ولی سرانجام روزی فرا رسید که سهم زنان در مسیحیت رو به کاهش نهاد و بسیار محدود شد. به دو دلیل ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در شنبه 27 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
 

 

 

ظهور مصلح و عدالتگر حقيقى نه مختص اسلام است که همه مردمان با آرمان عدالتخواهى و حقيقت‌جويى فطرى خود در هر دين و آئين به انتظار يک مصلح، سعى در زمينه‌سازى و فراهم کردن شرايط ظهور مصلح موعود خود را دارند. از همان زمان پيدايش نخستين تا يونان باستان و آئين‌هاى هندو، بودا و زرتشت و اديان الهى يهوديت و مسيحيت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 24 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
عموما وقتی از طرفداران تئوری ولایت فقیه در مورد برهان قرآنی شان در اثبات ولایت فقیه صحبت می کنیم، همیشه با یک آیه روبه رو خواهیم بود و نه بیشتر،آیه ای بسیار معروف که گمان می رود غیر از این آیه استدلال دیگری برای اثبات قرآنی این نظریه وجود ندارد.

آیه بدین شرح است:
((يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً)) 59،نسا

/اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است/

عموما توسط مدافعین نظریه ی ولایت فقیه بیان می شده است که کلمه ی ((اولی الامر)) به معنای صاحبان امر بعد از معصومین دلالت بر ولی فقیه می کند.بنده قصد نقد یا رد تئوری ولایت فقیه را ندارم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 6 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

 

"مپندارید منم که در حضور پدر، شما را متهم خواهم کرد؛ متهم کننده ی شما موسی است. همان که به او امید بسته اید." [I]

تصور کنید شما یک شهروند قانون مدار و یک راننده ی با انضباط و مطیع قوانین راهنمایی رانندگی هستید که 50 سال است سابقه ی رانندگی بدون تخلف دارید و در این مدت هیچگاه از چراغ قرمزی عبور نکردید. اما یک شب، به هر دلیلی (موجه یا غیر موجه) مرتکب این جرم می شوید و از شانستان پلیس نیز شما را متوقف کرده تا جریمه کند؛ آیا شما می توانید با این بهانه که پنجاه سال است هیچ خطایی نکردید، از پلیس طلب گذشت کنید ؟ مطمئنا اینگونه نیست و شما جریمه خواهید شد.

در آموزه های مسیحیت، شریعت مانند همین مقررات رانندگی شامل یک سری باید ها و نباید ها ست که توسط موسی و پیامبران دیگر عرضه شده تا هرکس که خود را مقید به آن می داند با دستورات همان شریعت قضاوت گردد، پس کسی نمی تواند خود را مقید به شریعت بداند اما پاره ای از قوانین را جدی نگیرد، زیرا در غیر اینصورت بنا به همان قوانین مجازات باید گردد. پس خداوند شریعت را داد تا یادآوری کند که از نظر شریعت هیچ کس نمی تواند پاک باشد و اینچنین در عهد جدید آنهایی را که به انجام اعمال دینی تکیه دارند را ملعون می خواند.[II]

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در سه شنبه 26 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده
 

Prometheus

در یکی از اسطوره های یونانی آمده است که پرومته انسان را از گل آفرید و آنگاه موهبت های بسیار به او ارزانی داشت . انسان نخست اندکی بهتر از چهارپایان بود ، مخلوقی بینوا که کم می دانست ، از گیاه و گوشت خام تغذیه می کرد و کمترین آگاهی از دارو و درمان نداشت . لیکن پرومته ، به او هنر و روش زندگی اموخت ، به او یاد داد که خانه تو ابزار بسازد ، شخم بزند ، بکارد ، درو کند و خرمن بکوبد . اما کارها به کندی پیش می رفت زیرا آتش ، این کمک هنوز در اختیار انسان قرار نگرفته بود .

انسان بدون آتش ، که همان آگاهی است، می بایست همچنان گوشت را خام بخورد ، و ابزار تنها از سنگ ساخته شود ، نان پخته نمی شد و خانه در زمستان گرم نبود . و اما زئوس ، خدای خدایان ، فرمان داد که انسان هرگز اجازه ندارد از آتش بهره بگیرد .

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در یکشنبه 3 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده

دین

"در تاریخ ادیان همیشه افرادی خاص بودند که می خواستند با حربه ی دین بر جامعه حاکم شوند.فلذا در میان درباریان و مراکز قدرت نفوذ می یافتند و با معرفی خود با عنوان عالم دینی،خود را زعیم دیانت می پنداشتند و همانند پیامبران دایه حکومت و ولایت بر مردم، اوج این مسئله در قرون وسطی دیده شد و همین مسئله باعث شد که دین در غرب عاملی مقاوم و محافظه کار وضد انقلاب شناخته شود و فقط بمنظور سوء استفاده از خلق و ابزاری فریفتن بشر آن روز معرفی شود.چنین شد که امروز مذهب در غرب به حاشیه رفت و از یهودیت و مسیحیت تنها یک پوسته ی تشریفاتی مانده است.ولی اسلام بخاطر ماهیت مبارزاتی خود و اجتماعی بودن،کلام مارکسیست ها در افیون بودن دین را نقض می کند. ولی ممکن هست که روحانیونی به تبعیت از هوای نفس خویش بخواهند همان بلا را بر سر شریعت اسلام بیاورند که باید جامعه ی دینی در مقابل این مسئله ایستاده گی کند تا اسلام به سرنوشت دیگر ادیان دچار نشود."

 

                                                                           «برگرفته از سخنرانی دکتر علی شریعتی»

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 9 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
 

jesus

هنگامی که عیسی مسیح بر روی صلیب هنگام جان سپردن فریاد زد،" پدر جان، اینان را ببخش چونکه نمی دانند چه می کنند! " خود شاید می دانست که مکتب بخشش و عشق را در دنیا پایه گذاری می کند اما هیچگاه فکر نمی کرد که پیروانش در یک تحریف بزرگ، دینی بنام مسیحیت تاسیس کنند و دو هزار سال بعد فرقه هایش بالغ بر 21 هزار عدد بشود.

امروزه مسیحیت با نزدیک به 8/1 میلیارد پیرو، بزرگترین دین جهان محسوب می شود. اما عنوان مسیحی یا مسح شده که در یونانی خریستوس Christos گفته میشد عنوانی بود که با گسترش پیام عیسی در مناطق یونانی زبان و حداقل 100 سال پس از تولد عیسی در جلیله ی سفلا به پیروانش اطلاق شد. همچنین برای اولین بار دین مسیحیت در سده ی چهارم میلادی یعنی 400 سال بعد از تولد مسیح، به عنوان یک دین در جهان رسمیت یافت. و جالب تر آنکه کنستانتین پادشاه مانوی روم خود یک کافر بود که دین مسیح را بخاطر خاموش ساختن آتش اختلافات در سرزمین هایش سازماندهی کرده و به عنوان دین رسمی معرفی کرد.

از همینجا عمق تحریف یک اندیشه که بصورت یک دین در اختیار امروزیان قرار گرفته است مشخص می شود.

 اما پیام عیسی مسیح چه بود؟

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در چهارشنبه 2 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
 

يكي از جذابترين مباحث كلامي براي من الهيات مسيحي بوده است. تاريخ شكل گرفتن اعتقادات مسيحيان و روند رشد آن تا به امروز شايد يكي از قابل بحث ترين و آموزنده ترين شاخه هاي كلامي باشد. آموزنده بودن آن، از اين نظر كه اگر شما با مباحث الهيات مسيحي آشنا شويد به وضوح ردپاي مكاتب ديگر و ارتباط في مابين آنها را مي بينيد، بطور مثال جنبش هاي مدرسي، فيمينيستي،‌اگزيستانسياليسم و پست مدرنيسم و ... هركدام شاخه اي از الهيات مسيحي را درطول تاريخ در بر مي گيرند و اين خيلي جالب است كه در يك مكتب ديني، پيروان اگزيستانسياليسم مسيحي ميبينيد و اين گروه خود تاثير و تعاملي عجيب در رشد الهيات مسيحي داشته است. بطور كلي تعامل مكاتب فكري و فلسفي انساني با يك مكتب ديني از الهيات مسيحي،‌شاخه اي از فلسفه را آفريده كه در ديگر اديان ديده نمي شود....

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در شنبه 15 تیر1387| مكاتبه با نويسنده