تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

جزیره ناشناخته

" خودرویی را در نظر بگیرید که در جاده‌ای پر پیچ و خم در حال حرکت است. این خودرو در هر پیچ که از نظرها محو می‌شود، در پیچ بعدی به خودرویی دیگر تبدیل می‌شود. همچنین سرنشین‌های آن هم عوض می‌شود. حتی این امکان وجود دارد که راننده آن نیز در یکی از پیچ‌ها تغییر کند. "

این قیاسی درباره پدیده‌ای به نام «احمدی‌نژاد» یا مکتب «احمدی‌نژادیسم» است که می‌توان سیر تطور آن را مرور کرد تا سیمای نظری و عملی آن در ذهن ترسیم شود. «خودرو» نوع رفتار و عقاید اعضای این جریان است و سرنشین‌های آن، حلقه اصلی فعالانش و راننده هم فعلا «محمود احمدی‌نژاد» که البته در حال حاضر با پررنگ شدن نقش «اسفندیار رحیم‌مشایی» در این مکتب جدیدالتاسیس، بوی تغییر «راننده» هم به مشام می‌رسد. البته این مکتب یا حلقه فقط سیاسی نیست؛ چرا که با مروری بر رفتار و گفتار اعضای آن می‌توان ریشه‌های اعتقادی و شبه مذهبی هم در آن یافت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در شنبه 11 مهر1388| مكاتبه با نويسنده

درویشان و روحانیان و نویسندگان و دانشجویان را هم امان ندادید و از دم تیغ گذراندید. عاقبت هم به جانیان و بانیان جایزه دادید و به ریش همه خندیدید  و ریش سرباز بی نوایی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.
 

صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.
 

قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند
 

وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.
 

چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.
 

 شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در جمعه 20 شهریور1388| مكاتبه با نويسنده

یکی از سخنرانی های بسیار ارزشمندی که بصورت دوره ای در منزل عبداله نوری برگزار می شود، سال گذشته بود با نام حقوق بشر یا حقوق خدا که توسط عالم روشنفکر مجتهد شبستری ایراد شد. این سخنرانی از آنجایی جالب بود که مجتهد شبستری در ابتدا با تاکید بر اینکه بحث "يا حقوق بشر ياحقوق خدا" چيزي بيش از مغالطه نيست به تشریح و تببین اعلامیه حقوق بشر پرداخت و بر خلاف اسلاف روحانی و مسلمان خویش، آنرا یک قرارداد انسانی عنوان کرد که مذهبیون به اشتباه می خواهند با آن مخالفت کنند. این مطلب را همزمان با سالگرد امضای بیانیه حقوق بشر در جهان اینجا آورده ام تا فقط ببینید در همین ایران امروز ما چه بزرگانی هستند که زیبا فکر می کنند و در لباس شیخ و روحانی روشنفکرانه به انجام وظیفه می پردازند. خلاصه ای از آنرا در وبلاگ خودم بازگو کرده ام.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در پنجشنبه 21 آذر1387| مكاتبه با نويسنده

فیشرآغاز سال جديد با خود نگاهي سياسي به سال گذشته يعني سال 2007 را به همراه دارد. اما بهتر اين است که در مورد سال 2007 نگاهي متفاوت داشته باشيم نگاهي غيرتقويمي که ارتباطي به وقايع روزانه و سلسله روند ها ندارد، بلکه به دنبال آن است تا تغيير و تحولات ساختاري در لايه هاي عميق تر سياست بين الملل و اقتصاد را درک کند. از اين نقطه نظر مي توان سال 2007 را سالي بي نهايت مطلوب به شمار آورد زيرا تغييرات ساختاري فشرده از لايه هاي عميق تحولات بين المللي به سطح آمده و امور روزمره سياسي را به صورتي محسوس و روشن شکل دادند. بدين ترتيب يک نظم نوين جهاني (يا نظم نوين جهاني بهتر؟) قابل مشاهده...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در چهارشنبه 29 آبان1387| مكاتبه با نويسنده
مارکس

 

در این مقاله تلاش شده تا زمینه ها و دلایل افول نظام تفکر مارکسیستی مشخص شود. برای رسیدن به این هدف عوامل موثر در افول یک نظریه، مبانی تفکر مارکسیسم (که من در اینجا آنرا بر مبنای زمینه فکری مارکس  گرفته ام) و دلایل انحطاط آن و میزان قابل استفاده بودن برخی وجوه مارکسیسم مورد بررسی قرار گرفته است.در این نوشتار تنها استناد من نوشته هایی که مارکس شخصا منتشر کرده و خودش آنها را اساس اصلی اندیشه‌ی خود شمرده‌است، خواهد بود. چراکه این موضوع که مارکس در قرن ما، قرن 21چگونه ممکن بود بیندیشد مثل آن است که بخواهیم مارکس دیگری را به جای مارکس حقیقی قرار دهیم و اندیشه هایش را بشناسیم .

 

عوامل موثر در افول یک نظریه:

در طول دو قرن گذشته نظریه‌های گوناگون جامعه شناختی، سیاسی، تاریخی و اقتصادی مطرح شده‌اند. برخی از این نظریه‌ها چندین دهه حیات داشته‌اند و در نهایت در دهه های اخیر به عنوان مدلی که توان کافی تحلیل واقعیتهای اجتماعی را نداشته اند، افول کرده‌اند. مارکسیسم نمونه‌ای از نظریه‌های رو به زوال است. این مکتب فکری با مطالعات مارکس شروع شد و حیات آن تقریبا تا دهه‌ی حاضر ادامه داشته است. اثر گذاری مارکسیسم بر تفکرات قرن بیستم به اندازه‌ای بوده که عده‌ای از مارکسیست‌ها حاضر به قبول این مسئله نیستند که «تفکر مارکسیستی دچار افول شده‌است.»از این رو عده ای همچنان معتقدند که این دیدگاه فکری هنوز تاثیر گذار است و می‌تواند به حرکت‌های اجتماعی سیاسی و فکری نسل‌های آینده جهت بدهد. در مقابل عده‌ای دیگر هیچ جایگاهی برای مارکسیسم قائل نیستند...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 5 آبان1387| مكاتبه با نويسنده

مریمحلقه ی فرانکفورت اولين مؤسسه مطالعاتي ماركسيستي در جهان غرب سرمايه‌داري بود كه در سال 1923 با سرمايه فليكس ويل، سرمايه‌دار صاحب كارخانه تأسيس گرديد از 1930 اين مؤسسه تحت رهبري ماكس هوركهايمر قرار گرفت كه از فلاسفه كار آزموده و برجسته بود. با مديريت هوركهايمر مؤسسه جايگاه و هويت برجسته‌اي پيدا كرد. البته هسته فكري اوليه مؤسسه را هوركهايمر به كمك تئودور آدورنو پي ريخت. ليكن توسعه و تكامل «نظريه انتقادي» عمدتاً مرهون فعاليت‌هاي علمي – تحقيقاتي انديشمندان برجسته‌اي است چون: ماكس هوركهايمر، كه از 1931 تا 1958 مديريت مؤسسه را بر عهده داشت، تئودور آدورنو، جامعه‌شناس و موسيقي‌شناس هربرت ماركوزه، فيلسوف ، والتر بنيامين، نويسنده و متفكر آلماني و نقاد و نظريه‌پرداز ادبي، فريدريش پولوك، اقتصاددان، اريك فروم، روان شناس و روانكاو معروف و …. اكثر اين افراد يهودي بودند و در اثر فشارها و سياست‌هاي يهودي ستيز هيتلر در سال 1934 به امريكا رفتند و به «مؤسسه تحقيقات اجتماعي» پيوستند. تحقيقات اين مؤسسه (مكتب فرانكفورت) پيرامون مسايل مهم دوران پس از جنگ و شامل موضوعات عديده‌اي چون توسعه و تكامل نظريه انتقادي، ماهيت و ظهور فاشيسم، اقتدار و خانواده، هنر و فرهنگ عامه بود.در اين نظريه حوزه‌ها و رشته‌هاي متعددي از علوم انساني و اجتماعي نظير فلسفه، جامعه‌شناسي، علوم سياسي، اقتصاد، روان‌شناسي، ادبيات، هنر و جريانات فكري نوين نظير هرمنيوتيك، نظريه‌سيستم‌ها، سيبرنتيك، زيبايي‌شناسي، فمنيسم و …که براي تجزيه و تحليل مسايل و مشكلات جوامع معاصر و ارائه راه حل‌هايي براي آن، به خدمت گرفته شده‌اند. ..

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در پنجشنبه 2 آبان1387| مكاتبه با نويسنده
هابرماس

يورگن هابرماس از شناخته‌شده ‌ترين چهره‌ها در دنياي فلسفه و جامعه‌شناسي است. نام او با مكتب فكري فرانكفورت پيوند خورده و مي‌توان او را تنها بازمانده اين مكتب دانست. هابرماس با وجود اين كه دوران بازنشستگي خود را مي‌گذراند، همچنان به رسالت روشنفكري خود متعهد است و در مواجهه با تحولات بزرگ جهان اعلام موضع مي‌كند. نظير اين تحولات، جنگ‌هاي ساليان اخير است كه منجر به سقوط حكومت‌هاي ميلوشويچ در بالكان و طالبان و صدام حسين در آسيا شده‌است. هابرماس تا آنجا پيش رفت كه با رقيب ديرينه خود ژاك دريدا متحد شود و پس از چندين دهه انتقاد از يكديگر مانيفست مشتركي منتشر كنند. شرح اين اتحاد با ژاك دريدا و مواضع يورگن هابرماس درباره جنگ‌هاي اخير را در اين گفت‌وگو مي‌خوانيد.

ادواردو منديتا*
ترجمه: سپيده جديري

شما همواره منتقد سياست‌هاي آمريكا در جنگ‌ افغانستان و عراق بوده‌ايد، اما در طول بحران كوزوو از يك‌جانبه‌گرايي آمريكا و ناتو حمايت كرديد. تفاوت‌ اين ديدگاه‌ها در چيست؟ آيا عراق و افغانستان در يك طرف و كوزوو در طرف ديگر قرار دارند؟
درباره مداخله آمريكا در افغانستان، عقايدم را با ملاحظه‌كاري در مصاحبه‌اي با جيوانا بورادي تشريح كرده‌ام؛ اعتراضات من بر عليه لشكركشي به افغانستان و بعدها لشكركشي به عراق، به هيچ وجه در تضاد با قانون نبوده‌است و معتقدم كه بوش از سپتامبر 2001 به صورت تهديدي آشكار براي سازمان ملل و قوانين بين‌المللي درآمده‌است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در سه شنبه 30 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

 

The subject of intellectualism in the eastern societies has been very important, it has been so important that it has made alot of famous writers and important people to think about it and  spend alot of there time on this subject. although these eastern  intellectualists still have not been able to make a cause in their societies, like the western intellectualists have.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 18 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
لطفا اقتصاد اسلامی را تعریف کنیم

s

روز دوشنبه رئیس جمهور محبوب مان دکتر احمدی نژاد،در جلسه ی تودیع  و معارفه ریاست بانک مرکزی، طبق معمول از سیاست هایی که 45 دقیقه مظاهری از آنها انتقاد کرده بود،دفاع کرد و این شیوه را گذار به اقتصاد اسلامی دانست و فرمودند که:
اقتصاد سرمایه داری جهان که مرکز آن آمریکا است،در حال سقوط است و از همه مهمتر نظام اقتصادی ایران سرمایه داری نیست و می خواهد سرمایه داری نباشد.ایشان تاکید کردند که سیستم اقتصادی ایران بر اساس سیاست های ابلاغی اصل 44 قانون اساسی است که مانیفست (اقتصاد اسلامی) می باشد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 18 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

 اشاره: جهان کنوني از حيث کساني که در آن زيست مي کنند، جهان انسان هاي متصرف، انسان هاي متسخر، جوامعي که دوست دارند همه چيز را بدانند و يا حداقل براي همه چيز تحليل و تفسير و تبييني منطقي! ارائه دهند.

اين انسان ها گمان می کنند مي توانند سر از همه چيز در بيارند و اگر هم بپندارند که مثلن، فعلن از درک موضوعي عاجزند، فرضيه اي جديد پس مي اندازند و فاتحانه با کمال غرور از کنار آن مي گذرند.

و در اين بين چه بسيار موارد عديده اي که استادان و برجستگان علم و فکري بيش از آن که صريح باشند به قول نيچه زيرکي کرده اند و آن مشکل را رها کرده و با خود انديشيده اند که اگر آن ها چيزي درباره اش نگفته اند پس ديگران هم به آن مشکل ها نخواهند انديشيد، گويي آنان حق چنين ساده لوحي را داشته اند.

و چه نابخردانه خردمنداني ايمان را ميراننده شناخت حق و حقيقت شمردند و نيز برخي گمان کردند ايمان به وراء عالم نيز با خرد محقق مي شود اما نيافتند که ايمان به خرد با چه محقق مي گردد.

بعضي انسان را موجودي ناشناخته ناميدند و گروهي کاشف ناشناخته ها دانستندش! و در این بین آن چه حیران تر گشت چیزی نبود جز همان انسان.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 4 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

محمدرضا نيكفر

دين ابزاري و مدرنيت ابزاري

                                                               

مضمونِ اصلي نوشته ي زير تأكيد بر اين است كه معماي رابطه ي دين و مدرنيت (مدرنيته ) آن هنگام حل شدني است كه اين دو را همچون دو واحدِ همگن و تام و دربسته در برابر هم قرار ندهيم . كدام دين در رابطه با كدام سويه اي از جهان مدرن؟ مسئله ي اصلي در اين بحث اين است . نكته هاي عمده ي مطرح در اين نوشته را من پيشتر در مقاله اي با عنوانِ "ايمان و تكنيك" با تفصيل بيشتري بررسيده ام. اين مقاله به درخواست برگزاركنندگان سمينار "دين و مدرنيته"، كه در روز ٢۶ مرداد ١٣٨۵ در تهران برگزار شد ، نوشته شده است . صورت ناقصي از آن را روزنامه شرق يك روز پيش از برگزاري سمينار چاپ كرده است.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید نصر آبادی در سه شنبه 2 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

اولين باري كه با نام نيكفر آشنا شدم حدود 6 سال پيش بود كه مقالاتش را در نشريه نگاه نو مي خواندم . امسال نيز اين ماهنامه براي مترجمي به عزت اله فولادوند و براي حوزه انديشه به نيكفر جايزه اي خصوصي داد . آرا نيكفر  را زماني كه در برابر سروش قد علم كرده بود مي خواندم و سكولاريزاسيوني را كه مد نظرش بود و پي مي گرفت به طوري در برابر آرا سروش بود . نيكفر معتقد است كه اين روندي را كه سروش پي گرفته است ، يك راه كج دار و مريض است و معتقد است كه درك طالباني از دين خيلي نزديكتر از درك سروشي از دين اسلام مي باشد . مقاله اي كه نيكفر درباره ذات و عرض در دين نوشته بود و تقريبا 5 سال پيش در نگاه نو چاپ شد اشاره به همين موضوع داشت . نيكفر يكي از منتقدان جدي سروش است .

( البته اين مقاله را از راديو زمانه گرفته ام و نمي دانم كه با سياست مجله همخواني دارد كه اين گونه كار شود و بعضي از مقالات جالب را كه فيلترينگ اجازه خواندنش را به همگان نمي دهد در اين جا كار شود .

مطلب ديگري  كه برايم جالب بود در مورد نيكفر ـ چون خيلي دوستش دارم ـ اينه كه  يكي از دوستانم كه مترجم است چند سال پيش به آلمان رفت و پس از بازگشت گفته بود كه نيكفر را در آنجا براحتي نمي توان پيدايش كرد و معمولا بايد براي ديدارش وقت قبلي گرفت . اما با اين تفاسير بايد گفت كه شغلش در آنجا رانندگي تاكسي مي باشد . خب فكر كنم كه كمي دارم وارد حوزه خاله زنكي مي شوم . مقاله سكولاريزاسيون را در ادامه بخوانيد )

 

اقتصاد سیاسی دین–۴۱

سکولاریزاسیون

محمدرضا نیکفر

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید نصر آبادی در یکشنبه 17 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده

روز یکشنبه در سالن اجتماعات موسسه ی مطالعاتی اندیشه ی سیاسی نشستی تخصصی با عنوان "تحلیل و بررسی طرح تحول اقتصادی دولت نهم" برگزار شد .در این نشست، آقای سید حسین مرعشی (قائم مقام حزب کارگزاران سازندگی)، آقای دکتر محمد مال جو (اقتصاددان و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی)، آقای سید رضا نوروززاده (رئیس کمیته اقتصادی حزب اعتماد ملی) و آقای رجب علی مزروعی (عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی) به عنوان سخنران حضور داشتند.

در ابتدای جلسه آقای بهنام ایثاری(رئیس جلسه) ضمن معرفی سخنرانان اشاره نمودند که طرح تحول اقتصادی دولت یکی از مباحث مهم و مطرح در جامعه می‌باشد و هر چند جزئیات این طرح تاکنون عنوان نشده ولی کلیات آن را هدفمند کردن یارانه‌ها اعلام شده است و مردم گمان می‌کنند که اساس آن حذف یارانه‌ها و تبدیل آن به پول نقد می‌باشد منتها اگر بخواهیم به سابقه این بحث اشاره کنیم این موضوع در ایران مساله تازه‌ای نمی‌باشد و سالهاست که بحث هدفمند کردن سوبسیدها جزء بحث همه دولت‌ها و مجالس قبلی نیز بوده است و اولین طرح مدونی که در رابطه با این موضوع تهیه شد به سفارش سازمان مدیریت و توسط بانک جهانی در سال 1382 و بعد از آن طرح دوم در سال 1383 ارائه شد که موضوع آن طرح فقرزدایی در ایران و سامان دادن به سوبسیدهای انرژی بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در پنجشنبه 14 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده
به بهانه ی پنجاه و پنجمین سالگرد کودتای 28 مرداد و رفتن مصدق

مصدق

من در مورد کودتای 28 مرداد اطلاعات خاصی ندارم.خوشبختانه اطلاعات من در باره ی مصدق و حوادث 28 مرداد، در حد مردم کوچه و بازار است.ولی می دانم که بعدها پشت مصدق چه گفتند.خیلی از این جور حرف ها را خودم با گوش خود شنیدم.گاهی به نظرم می رسد که چرا این مردم خواب بودند و مصدق و دوستانش بدون یار و یاور ماندند.ولی وقتی بهتر می اندیشم تازه می فهمم که اگر مصدق هایی امروز نیز بر علیه استعمار و استبداد قد علم می کردند و اگر در آینده هم قد علم کنند،،،بازهم به سرنوشت مصدق گرفتار خواهند شد.خواب بودن مردم و نداشتن روح دموکراتیک مردم ریشه در تاریخ و نحوه ی تربیت تک تک ایشان دارد.خواست سرپرستان همیشه بر پایین دستان تحمیل شده و یک دیکتاتوری نهادینه را در دنیای باطنا ً فوق سنتی ولی در ظاهر مدرن مردم ایران بوجود آورده است.زیاد جوانی را دیدم که از پزشکی متنفر بود ولی با زور خانواده تا حکم نظام پزشکی اش را هم گرفت.زیاد افرادی دیدم که در عصر به اصطلاح اطلاعات،حتی در بین ما نسل سومی ها در قلب تهران نا خواسته با فردی دیگر ازدواج کرده اند.زیاد افرادی را دیدم که حتی برای اطمینان از حرام نبودن "چت زدن "  از روحانی محل مسئله می پرسند.نمونه اش خودم،،،از شنیدن اسم ریاضی و فیزیک حالت تهوع بهم دست می داد و برای هر زمینه از علوم انسانی، برای خودم مطالعه و(ادعای هرچند الکی) داشتم....

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 28 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده

روشنفکرانروشنفکری و نقد رابطه‌ای ناگسستنی دارند. روشنفکری به مثابة یک نقش اجتماعی، محصول دورة مدرن است، و آبشخورِ روشنفکریِ مدرن، دوران روشنگری است. ویژگی برجستة روشنگری، نقد و سنجش است؛ نقد وسنجشِ میراث گذشته؛ میراثی که می‌توان سنت نامیدش. کانت به عنوان نمایندة برجستة این دوران، روشنگری را مترادف با شهامتِ گذر از کودکی و راه رفتن بر پایِ خردِ خویش می‌دانست. این خرد، خردی بود سنجشگر ونقاد که می‌خواست از بار سنگین گذشته رها شود و جامة جمود و تعصب و عادت وتقلید و تکرار از تن بیاندازد، و هر چیز را صرفاً به اعتبار سنجش خردمندانه بپذیرد. پس هر آن‌چه را که مسلم و بدیهی پنداشته می‌شد به محکمة نقد و ارزیابی دوباره فرا می‌خواند. به این اعتبار می‌توان گفت نطفة روشنفکری مدرن و روشنفکریِ روشنگرانه با نقد وسنجش بسته شده است...

۱.فایل صوتی گفت و گو با رامین جهانبگلو،درباره ی روشنفکری

۲.روشنفکری در نگاه مجتهد شبستری

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 27 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
مریم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتگو با رامین جهانبگلو   

اشاره: رامین جهانبگلو، استاد دانشگاه و محقق علوم اجتماعی است که کتاب‌ها، ترجمه‌ها و مقالات تحلیلی متعددی به قلم وی انتشار یافته است. بخش مهمی از آثار و تحقیقات وی به مبحث «جهانی شدن»، ریشه‌های مدنیت امروز جهان در فلسفه‌ غرب و شرق، سنت و مدرنیسم است
و نقاط کور در پیوند میان نگاه فسلفی غرب و شرق به جهان و انسان امروز مرتبط است. مجموعه‌ای از گفت‌گوهای وی با جمعی از برجسته‌ترین فیلسوفان و جامعه‌شناسان امروز جهان که در کتابی زیر عنوان «جهانی شدن» انتشار یافته است، از جمله آثار معتبری است که به خوانندگان-به ویژه نسل جوان و پویای ایران امروز- کمک می‌کند تا دید روشن‌تر و عمیق‌تری نسبت به مسئله‌ی «جهانی شدن» و «جهانی بودن» بیابند؛ و با ذهنی آماده‌تر در مسیر پیوند ژرف‌تر یافتن با جهان گام بردارند.
دکتر رامین جهانبگلو اوایل اردیبهشت سال 1385- 27 آوریل 2007- در پایان یک سفر کوتاه به هند و هنگام ورود به ایران توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و سپس، با اتهام غیررسمی «تلاش برای به راه انداختن انقلاب مخملی در ایران» و «همکاری با نهادهای خارجی» چهار ماه را در زندان به سر برد. آقای جهانبگلو در مدت اقامت کوتاه خود در هند، گفتگويی نيز با دالايی لاما، رهبر معنوی بودائيان تبت انجام داده بود. از آثار منتشر شده وی به زبان فارسی می توان به کتاب‌های مدرن‌ها، مدرنيته، دموکراسی و روشنفکران، و نقد عقل مدرن اشاره کرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در شنبه 26 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
۱موزه ی مشروطه در تبریزجنبه های حقوقی مشروطه کاویده نشده است

۲نائینی مشروعیت حکومت را به مشروط بودن آن می‌داند

۳مشروطه قربانی بی‌ثباتی جامعه ایرانی شد

۴انقلاب اسلامی محصول شکست نهضت ملی است نه مشروطه

۵حکومت قانون از دستاوردهای انقلاب مشروطه است

۶بسیاری از مطالبات مشروطه بعدها تحقق یافت

۷تحلیل تئوریک تاریخ راهگشا است نه وقایع نگاری

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 15 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده

 مدرنیسمشما در كتاب تاملي در مدرنيته ايراني براي تحليل آثار جلال‌آل احمد و علي شريعتي از مفهوم مدرنيسم ارتجاعي- واژه‌اي كه توسط جفري هرف به كار برده شد- استفاده مي‌كنيد و همان استدلال هرف را هم به كار مي‌بريد كه مدرنيسم ارتجاعي بخشي از مدرنيته است و به گمانم مدرنيسم ارتجاعي را راهي براي رسيدن به نوعي مدرنيته بومي- يا در مورد ايران، مدرنيته اسلامي- مي‌دانيد...

به نظر من وقتي افكار آل‌احمد يا شريعتي را بررسي مي‌كنيم نوعي آيروني (كنايه) مشاهده مي‌‌كنيم. اساسا هرگونه ايدئولوژي‌ بومي‌گرا دچار نوعي تناقض مشروعيت است. در نگاه اول به نظر مي‌رسد نقطه قوت ايدئولوژي‌هاي بومي‌گرا كه به آنها اصالتي مي‌دهد و براي مخاطبانشان بسيار جذاب است، بومي بودن آنها باشد. بومي بودن يك نظريه يا ايدئولوژي به اين معناست كه اين ايدئولوژي از همان مكان- در مورد ما از خود ايران- بيرون آمده است.

آل‌احمد كه مدت‌ها يك ماركسيست بود پس از 28 مرداد در آثارش- به‌خصوص در غربزدگي و در خدمت و خيانت روشنفكران- ماركسيسم و روشنفكران پيرو آن را و حتي كليت فرهنگ دوران پهلوي از اين موضوع را نقد مي‌‌كند كه اين ايدئولوژي‌ها بيگانه‌اند. در عوض او گفتماني را پيشنهاد مي‌كند.....

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 30 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

هنگامی که نخستین کلنگ ساخت و توسعه آموزش عالی توسط پهلوی ها زمین 129030393_067bb71f56_mزده شد و دانشگاه خوب یا بد ، متناسب با بافت و توسعه شهرها گسترش می یافت ، هیچ کس بدرستی فکر نمی کرد که اینهمه تلاش ، زدن کلنگ بر تاروپود ساختاری بود که در 57 بساط حکومت چند ده ساله اش فرو ریخت . خود زنی خود خواسته ای بود که تا فروپاشی ، دیوار کوتاهی از پذیرش ها شده بود .

پهلوی ها هر چه دروازه های دورتر را نیز برای توسعه و ارتقای علمی ایران گشودند بهتر از ویرانی خود ندیدند . بورسیه رفتگان فرنگ به مخالفانی تشکیلاتی بدل شدند و دانشجویان مرفه که با بالاترین اعتبار و پذیرش حاصل از روابط بین المللی حکومت وقت ، در آمریکا و اروپا پذیرش می شدند ، فدراسیون ، کنفدراسیون و انجمن های ! انقلابی تشکیل دادند و بخش مهمی از ارتباطات داخلی یک انقلاب را فراهم نمودند .

مأموریت جنبش دانشجویی بدینجا پایان نپذیرفت و با ریزش نظام پادشاهی در ایران در فکر تسخیر خاک دیگران برآمد و سرزمین هایی که بنای علمی آینده را در فکرش کاشت ، نشانه رفت و از دیواری به اندازه یک دیوار ! بالا رفت تا سال ها انتخاب ، انتصاب و بودجه های بی شمار را در انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم تضمین نماید و دو دهه در هم زبانی با ساختار حکومتی جدید که پای در بیست سالگی خود می نهاد کوتاهی نکرد . آسمان پنداری و سکوت و پذیرش هر چه گویی ، مشخصات این دودهه برای او بود .

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزاد پورمرادی در سه شنبه 25 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
Ruzbehan@theSecular        

اعداد و ارقام بی معنا نمی شوند. مفهوم هم كه زايش تراژديست. حالا اگر بگوييم اعداد تراژدی آفرينند، يا لااقل می توانند كه چنين باشند، كسی را آزار داده ايم؟

                                      

چهارصد و شصت و شش و البته پشتش شصت و چهار، يك عدد اتفاقی بود. او زندانی شماره 466 در سال 64 ميلادی بود و می بايست كه برای يك عمر پشت ميله های زندان می ماند. او آدم نكشته بود، به بانويی تعرض نكرده بود، دزدی نكرده بود، آدم زيرنگرفته بود، دعوا نكرده بود، به اموال عمومی صدمه نرسانده بود، فغان نكرده بود، داد و بيداد اش آسمان نگرفته بود، و صدايش را بلند نكرده بود، بستنی طفل هشت ساله ای را ندزديده بود، يا در جايش ادرار نكرده بود، و در خيابان آب دهان نيانداخته بود؛ با مادرش جدل نمی كرد، شيطان نبود، و آدامس اش را هيچوقت روی قالی نيانداخته بود!...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در سه شنبه 11 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

Ruzbehan@theSecular                                   نيناهاگن در شانزده سالگی - زمان رياست ژوزف استالين

 نینا هاگن[i] – روشنفکر و دگراندیش روسی عصر استبداد کمونیستی – یکروز پس از 20 سال حبس در اردوگاه کاراجباری کولاک قبل از آنکه دور از چشم دیگر هم سلولی هایش تیرباران شود، همانقدر فرصت کرده بود که مثل هر روز صبح، فقط چند سطری را قلمی کند. مثل هميشه از امید بنویسد و آرمان رهایی. شايد طرحی از يك كبوتر آزاد يا پروانه ای پيله بسته هم در كنارش بكشد. بی آنکه امید داشته باشد روزی نوشته هایش بدست دیگران خوانده شوند، هر روز صبح چند بیتی می نوشت؛ شايد به نثر يا نظم، طرحی هم كنارش.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در دوشنبه 10 تیر1387| مكاتبه با نويسنده