تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

جزیره ناشناخته

" خودرویی را در نظر بگیرید که در جاده‌ای پر پیچ و خم در حال حرکت است. این خودرو در هر پیچ که از نظرها محو می‌شود، در پیچ بعدی به خودرویی دیگر تبدیل می‌شود. همچنین سرنشین‌های آن هم عوض می‌شود. حتی این امکان وجود دارد که راننده آن نیز در یکی از پیچ‌ها تغییر کند. "

این قیاسی درباره پدیده‌ای به نام «احمدی‌نژاد» یا مکتب «احمدی‌نژادیسم» است که می‌توان سیر تطور آن را مرور کرد تا سیمای نظری و عملی آن در ذهن ترسیم شود. «خودرو» نوع رفتار و عقاید اعضای این جریان است و سرنشین‌های آن، حلقه اصلی فعالانش و راننده هم فعلا «محمود احمدی‌نژاد» که البته در حال حاضر با پررنگ شدن نقش «اسفندیار رحیم‌مشایی» در این مکتب جدیدالتاسیس، بوی تغییر «راننده» هم به مشام می‌رسد. البته این مکتب یا حلقه فقط سیاسی نیست؛ چرا که با مروری بر رفتار و گفتار اعضای آن می‌توان ریشه‌های اعتقادی و شبه مذهبی هم در آن یافت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در شنبه 11 مهر1388| مكاتبه با نويسنده

درویشان و روحانیان و نویسندگان و دانشجویان را هم امان ندادید و از دم تیغ گذراندید. عاقبت هم به جانیان و بانیان جایزه دادید و به ریش همه خندیدید  و ریش سرباز بی نوایی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.
 

صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.
 

قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند
 

وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.
 

چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.
 

 شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در جمعه 20 شهریور1388| مكاتبه با نويسنده

سبک‌پای راستگو و فرج‌خوان دروغگو


آقای احمدی‌نژاد در صحبت‌های اخیرش برای نشان دادن این‌که دروغ گو نیست، به استدلالی توسل جست که از آن‌جایی که بارها این استدلال از طرف ایشان تکرار شد، نشان می‌دهد که وزن مهمی در نظر وی  برای تبرئه‌اش از اتهام دروغ‌گویی دارد. دیدم بسیاری از دوستان، از جمله داریوش، به سستی این استدلال خرده گرفته‌اند. با این حال نامناسب ندیدم که در این فرصت کوتاه باقی‌مانده تا انتخابات من هم سستی این استدلال را به نوبه‌ی خود نشان دهم.

در ادامه دلیل خواهم آورد که استدلال کوتاه احمدی‌نژاد در اثبات راستگویی خود با مشکل مواجه است به طوری‌که این مشکل برای اثبات نکردن مقصود وی از طریق این استدلال کافی است.

استدلال احمدی‌نژاد را می‌توان به این گونه صورت‌بندی کرد:

اگر کسی دروغگو باشد، ترسو خواهد بود (مقدمه اول)
من ترسو نیستم (مقدمه دوم)
پس دروغگو نیستم (نتیجه)

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در دوشنبه 25 خرداد1388| مكاتبه با نويسنده
محتوا:
mary

دبلیو.دی.راس یکی از فیلسوفان اخلاق و از شارحان بزرگ ارسطوست که با دو کتاب ((درست و خوب))و((بنیانهای اخلاقی))در فلسفه ی اخلاق مطرح شد.وتمام تلاشش را  در پی بازسازی تئوری اخلاقی وظیفه گرایانه ی ایمانوئل کانت به کار بست و اخلاقی پلورالیستیک را پایه ریزی کرد.راس با این بازسازی تونست دستگاه کانتی را با شهودات اخلاقی عرفی کنشگران هم نوا سازد.دستگاه اخلاقی راس به دو دسته قسمت میشود. اخلاق فی بادی النظر و اخلاق فی بادی العمل...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 28 آبان1387| مكاتبه با نويسنده
مارکس

 

در این مقاله تلاش شده تا زمینه ها و دلایل افول نظام تفکر مارکسیستی مشخص شود. برای رسیدن به این هدف عوامل موثر در افول یک نظریه، مبانی تفکر مارکسیسم (که من در اینجا آنرا بر مبنای زمینه فکری مارکس  گرفته ام) و دلایل انحطاط آن و میزان قابل استفاده بودن برخی وجوه مارکسیسم مورد بررسی قرار گرفته است.در این نوشتار تنها استناد من نوشته هایی که مارکس شخصا منتشر کرده و خودش آنها را اساس اصلی اندیشه‌ی خود شمرده‌است، خواهد بود. چراکه این موضوع که مارکس در قرن ما، قرن 21چگونه ممکن بود بیندیشد مثل آن است که بخواهیم مارکس دیگری را به جای مارکس حقیقی قرار دهیم و اندیشه هایش را بشناسیم .

 

عوامل موثر در افول یک نظریه:

در طول دو قرن گذشته نظریه‌های گوناگون جامعه شناختی، سیاسی، تاریخی و اقتصادی مطرح شده‌اند. برخی از این نظریه‌ها چندین دهه حیات داشته‌اند و در نهایت در دهه های اخیر به عنوان مدلی که توان کافی تحلیل واقعیتهای اجتماعی را نداشته اند، افول کرده‌اند. مارکسیسم نمونه‌ای از نظریه‌های رو به زوال است. این مکتب فکری با مطالعات مارکس شروع شد و حیات آن تقریبا تا دهه‌ی حاضر ادامه داشته است. اثر گذاری مارکسیسم بر تفکرات قرن بیستم به اندازه‌ای بوده که عده‌ای از مارکسیست‌ها حاضر به قبول این مسئله نیستند که «تفکر مارکسیستی دچار افول شده‌است.»از این رو عده ای همچنان معتقدند که این دیدگاه فکری هنوز تاثیر گذار است و می‌تواند به حرکت‌های اجتماعی سیاسی و فکری نسل‌های آینده جهت بدهد. در مقابل عده‌ای دیگر هیچ جایگاهی برای مارکسیسم قائل نیستند...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 5 آبان1387| مكاتبه با نويسنده
چهارصدضربه

من ادعا می کنم که یک فیلم یا لذت ساختن سینما را بیان می کند و یا رنج سینما را. من به چیزی در این بین علاقه ندارم. (فرانسوا تروفو)

چهارصد ضربه” (۱۹۵۹) اثر فرانسوا تروفو یکی از تاثیر گذارترین داستانهای ساخته شده درباره یک نوجوان بالغ ااست. فیلم از دوران جوانی خود تروفو الهام گرفته شده است و یک پسر کاردان و متکبر را نشان می دهد که در پاریس بزرگ شده است و ظاهرا بی پروا با زندگی گناه کاری روبرو می شود. بزرگتر ها او را به عنوان یک دردسر ساز می بینند. به ما اجازه داده شده است که قسمت هایی از زندگی خصوصی او را ببینیم، به عنوان مثال قبل از اینکه او شمعی را در اتاقش روشن کند، روی تختش به پرستش بالزاک می پردازد. برداشت مشهور آخر فیلم چهارصد ضربه، بزرگ نمایی است از چهره فریز شده و قاب گرفته پسر داستان که او را در حالی نشان می دهد که مستقیما به لنز دوربین نگاه می کند. او به تازگی از حبس خانگی گریخته است و اکنون در ساحل است. گرفتار بین خشکی و آب.

آنتوان دونیل که ژان پیر لیاد نقشش را بازی می کند، شخصیت موقر دارد. به طوری که احساسات او بسیار قبل از اینکه فیلم آغاز شود، تیره و تار شده است. این اولین بار در سینما است که چنین اتفاقی در همکاری دراز مدت بین کارگردان و بازیگر انجام می شود. آنها این کاراکتر را بار دیگر در فیلم کوتاه “آنتوان و کولت” (۱۹۶۲) به اجرا در آورند. و همچنین در چند فیلم بلند به نامهای “بوسه های پنهان” (۱۹۶۸) ، “تخت و تخته” (۱۹۷۰) و “عشق فراری” (۱۹۷۹).

فیلم های بعدی مزیت های خاص خوشان را دارند و “بوسه های دزدکی” یکی از بهترین کارهای فرانسوا تروفو می باشد. اما “چهارصد ضربه” با تمام احساسات و سادگی اش، خود یک کلاس فیلم سازی است. فیلم اولین کار بلند تروفو بود و یکی از فیلم های پایه گذار جنبش موج نوی سینمای فرانسه. فیلم به آندره باژن تقدیم شده است. منتقد تاثیر گذاری که تروفوی بی خانمان را زیر دستش تربیت کرد، هنگامی که این مرد جوان به نظر می رسید که بین زندگی به عنوان یک فیلمساز و زندگی با بدبختی ایستاده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 23 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

چرا روشنفکران با اقتصاد آزاد مخالفند؟ آیا این سوال برای جذابیت های ژورنالیستی این چنین کلی مطرح می شود؟ و یا واقعا روشنفکران ما همیشه مخالفان سرسخت غیردولتی شدن اقتصاد بوده اند؟ پاسخ را شاید بتوان در زیر غلبه روشنفکران چپ در تاریخ ایران جست وجو کرد شاید هم بتوان اثبات کرد که اساسا روشنفکر باید مخالف سرمایه داری باشد.

 

+ در کشورهای جهان سومی مثل ما به نظر می رسد علاوه بر دولت ها، روشنفکران نیز با اقتصاد آزاد مخالفند، مخالفت دولت ها را می توان با تئوری های زیادی توجیه کرد اما چرا روشنفکران باید مخالفان اقتصاد آزاد باشند؟

این طنز روزگار است که روشنفکران که قاعدتا باید منتقد وضع موجود و اقتصاد دولتی باشند از اقتصاد دولتی دفاع می کنند، می گویند این اقتصاد دولتی که در حال حاضر موجود است خوب نیست و اقتصاد دولتی که ما می گوییم خوب است به این معنا که اقتصاد دولتی حاضر را رقیب می دانند. من معتقدم که سیاستمداران ما یا نظام سیاسی ما به طور کلی الان یک مقدار متوجه شده است که اقتصاد دولتی خوب نیست و کارایی ندارد و تصمیم به عوض کردن آن گرفته است.

مثلا ابلاغ سیاست های کلی اصل 44 از یک روشن بینی بسیار بالایی نشأت گرفته است اما روشنفکران کاملا با آن مخالفند، چه روشنفکران دینی و غیر دینی، همه با اقتصاد آزاد مخالفند. البته باید به این نکته توجه کرد که مخالفت روشنفکران با اقتصاد آزاد منحصر به ایران نیست، همه جای دنیا روشنفکران دید مثبتی به اقتصاد آزاد ندارند و اسم آن را سرمایه داری ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در پنجشنبه 21 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده

روز یکشنبه در سالن اجتماعات موسسه ی مطالعاتی اندیشه ی سیاسی نشستی تخصصی با عنوان "تحلیل و بررسی طرح تحول اقتصادی دولت نهم" برگزار شد .در این نشست، آقای سید حسین مرعشی (قائم مقام حزب کارگزاران سازندگی)، آقای دکتر محمد مال جو (اقتصاددان و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی)، آقای سید رضا نوروززاده (رئیس کمیته اقتصادی حزب اعتماد ملی) و آقای رجب علی مزروعی (عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی) به عنوان سخنران حضور داشتند.

در ابتدای جلسه آقای بهنام ایثاری(رئیس جلسه) ضمن معرفی سخنرانان اشاره نمودند که طرح تحول اقتصادی دولت یکی از مباحث مهم و مطرح در جامعه می‌باشد و هر چند جزئیات این طرح تاکنون عنوان نشده ولی کلیات آن را هدفمند کردن یارانه‌ها اعلام شده است و مردم گمان می‌کنند که اساس آن حذف یارانه‌ها و تبدیل آن به پول نقد می‌باشد منتها اگر بخواهیم به سابقه این بحث اشاره کنیم این موضوع در ایران مساله تازه‌ای نمی‌باشد و سالهاست که بحث هدفمند کردن سوبسیدها جزء بحث همه دولت‌ها و مجالس قبلی نیز بوده است و اولین طرح مدونی که در رابطه با این موضوع تهیه شد به سفارش سازمان مدیریت و توسط بانک جهانی در سال 1382 و بعد از آن طرح دوم در سال 1383 ارائه شد که موضوع آن طرح فقرزدایی در ایران و سامان دادن به سوبسیدهای انرژی بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در پنجشنبه 14 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده
آیدین آغداشلو

موضوع فلسفه چیست؟ پاسخی که عام و مورد پذیرش همگان باشد از برای این پرسش وجود ندارد. نظریات متفاوتند: از آنهایی که فلسفه را به عنوان تامل درباب تمامی هستی--- ملکه تمامی علوم--- و به عنوان کلیدی برای تمامی دانشهای بشری میدانند, تا آنهایی که فلسفه را به عنوان شبه دانشی حاصل از اغتشاشات زبانی و نشانی از عدم بلوغ فکری, در کنار دین و دیگر نظامهای نظری که به موزه عتیقه های فکری بشریت پیوسته اند , طرد میکنند. همان طور که اختر شناسی و کیمیا گری مدتها پیش توسط تاخت و تاز موفقیت آمیز علوم طبیعی از جای بی جای شده اند.

شاید بهترین راه برای مواجه با چنین موضوعی, پرسش از این مسئله باشد که چه چیزی حدود دیگر دانشها و دیسیپلینها را مشخص میسازد؟برای مثال ما چگونه قلمروی شیمی- تاریخ و یا انسان شناسی را نشانه گذاری و مشخص میکنیم؟ واضح به نظر میرسد که موضوعات و حوزه های مطالعه توسط نوع پرسشی که این حوزه ها از برای جواب دادن به آن بوجود آمده اند تعیین و مشخص میگردند. پرسشهایی که خودشان فقط و فقط زمانی معقول به نظر میرسند که ما بدانیم در کجا باید به دنبال جوابشان بگردیم.

اگر شما از کسی یک سوال عادی و معمولی بپرسید: مثلا "کت من کجاست؟" یا " چرا آقای کندی به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده بر گزیده شد؟" و یا " نظام حقوق کیفری اتحاد جماهیر شوروی به چه شکل است؟ " , او معمولا میداند که چگونه و در کجا به دنبال پاسخ بگردد. ممکن است که ما خودمان جواب سوال را ندانیم , اما مثلا در مورد پرسش مربوط به کجایی کت, ما میدانیم که فرایند صحیح رفتن به دنبال پاسخ, نگاه کردن به صندلی - کمد و ... است. در باب سوال مربوط به انتخاب آقای کندی و یا نظام قانونی شوروی, ما از برای یافتن مدارک و شواهد تجربی به آثار و نوشته های متخصصان رجوع خواهیم کرد تا بتوانیم در زمینه پرسشهای مطروحه به جمعبندی مشخصی دست یابیم...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در جمعه 8 شهریور1387| مكاتبه با نويسنده

روشنفکرانروشنفکری و نقد رابطه‌ای ناگسستنی دارند. روشنفکری به مثابة یک نقش اجتماعی، محصول دورة مدرن است، و آبشخورِ روشنفکریِ مدرن، دوران روشنگری است. ویژگی برجستة روشنگری، نقد و سنجش است؛ نقد وسنجشِ میراث گذشته؛ میراثی که می‌توان سنت نامیدش. کانت به عنوان نمایندة برجستة این دوران، روشنگری را مترادف با شهامتِ گذر از کودکی و راه رفتن بر پایِ خردِ خویش می‌دانست. این خرد، خردی بود سنجشگر ونقاد که می‌خواست از بار سنگین گذشته رها شود و جامة جمود و تعصب و عادت وتقلید و تکرار از تن بیاندازد، و هر چیز را صرفاً به اعتبار سنجش خردمندانه بپذیرد. پس هر آن‌چه را که مسلم و بدیهی پنداشته می‌شد به محکمة نقد و ارزیابی دوباره فرا می‌خواند. به این اعتبار می‌توان گفت نطفة روشنفکری مدرن و روشنفکریِ روشنگرانه با نقد وسنجش بسته شده است...

۱.فایل صوتی گفت و گو با رامین جهانبگلو،درباره ی روشنفکری

۲.روشنفکری در نگاه مجتهد شبستری

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 27 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
مریم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتگو با رامین جهانبگلو   

اشاره: رامین جهانبگلو، استاد دانشگاه و محقق علوم اجتماعی است که کتاب‌ها، ترجمه‌ها و مقالات تحلیلی متعددی به قلم وی انتشار یافته است. بخش مهمی از آثار و تحقیقات وی به مبحث «جهانی شدن»، ریشه‌های مدنیت امروز جهان در فلسفه‌ غرب و شرق، سنت و مدرنیسم است
و نقاط کور در پیوند میان نگاه فسلفی غرب و شرق به جهان و انسان امروز مرتبط است. مجموعه‌ای از گفت‌گوهای وی با جمعی از برجسته‌ترین فیلسوفان و جامعه‌شناسان امروز جهان که در کتابی زیر عنوان «جهانی شدن» انتشار یافته است، از جمله آثار معتبری است که به خوانندگان-به ویژه نسل جوان و پویای ایران امروز- کمک می‌کند تا دید روشن‌تر و عمیق‌تری نسبت به مسئله‌ی «جهانی شدن» و «جهانی بودن» بیابند؛ و با ذهنی آماده‌تر در مسیر پیوند ژرف‌تر یافتن با جهان گام بردارند.
دکتر رامین جهانبگلو اوایل اردیبهشت سال 1385- 27 آوریل 2007- در پایان یک سفر کوتاه به هند و هنگام ورود به ایران توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و سپس، با اتهام غیررسمی «تلاش برای به راه انداختن انقلاب مخملی در ایران» و «همکاری با نهادهای خارجی» چهار ماه را در زندان به سر برد. آقای جهانبگلو در مدت اقامت کوتاه خود در هند، گفتگويی نيز با دالايی لاما، رهبر معنوی بودائيان تبت انجام داده بود. از آثار منتشر شده وی به زبان فارسی می توان به کتاب‌های مدرن‌ها، مدرنيته، دموکراسی و روشنفکران، و نقد عقل مدرن اشاره کرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در شنبه 26 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
کتاب ایمانوئل کانتدین در محدوده ی عقل تنها اثر کانت

کتاب فقر فلسفه اثر مارکس

کتابتشیع و قدرت در ایران اثر بهزاد کشاورزی

پسوردparsfreedom

 

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در پنجشنبه 17 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
۱موزه ی مشروطه در تبریزجنبه های حقوقی مشروطه کاویده نشده است

۲نائینی مشروعیت حکومت را به مشروط بودن آن می‌داند

۳مشروطه قربانی بی‌ثباتی جامعه ایرانی شد

۴انقلاب اسلامی محصول شکست نهضت ملی است نه مشروطه

۵حکومت قانون از دستاوردهای انقلاب مشروطه است

۶بسیاری از مطالبات مشروطه بعدها تحقق یافت

۷تحلیل تئوریک تاریخ راهگشا است نه وقایع نگاری

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 15 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
توپ

گــــ . . . ــل !!! سعادتی آسمانی یا عذابی جهنمی؟ بستگی به این خواهد داشت كه با این گل كدام یك از دو تیم امتیاز كسب كرده است: تیم ما یا تیم دیگری. چگونه ممكن است كه مسیر یك توپ باعث این همه خوشبختی یا اندوه شود؟ چندین هفته است كه من در برابر تلویزیون خود نشسته و مشغول تماشای مسابقه های مهیج فوتبال هستم. همسرم، مرا با طلاق و سایر اقدامات تنبیهی تهدید می كند. منشاء این جاذبه و گیرایی و این جادوی فوتبال چیست؟ جهان بازی برای ما همیشه در حكم باغ عدن بوده است. در هر لحظه ی مفروض می توانیم از جهان واقعی خود به درون معصومیت، آزادی و سعادت بازی قدم گذاریم. فوتبال و باغ عدن؟ این دو با هم چه رابطه ای ممكن است داشته باشند؟... 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در شنبه 5 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا:
رمان تهوع اثر ژ ان پل سارتر 

فرهنگ چیست؟احمد کسروی

پسورد: parsfreedomکتاب

 

 

 

رومئوی من کجاست؟اثری از کیارستمی(فیلم کوتاه)

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در جمعه 4 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
کتابدانلود کتاب درس‏های اساسی فلاسفه‏ی بزرگ

دانلود کتاب

مقدمه‏ی کتاب
هر کس، چه کشاورز باشد چه بانک‏دار، چه کارمند ساده باشد چه ناخدای کشتی، چه شهروند باشد چه حاکم، به معنی واقعی کلمه، یک فیلسوف است. انسان بودن و داشتن مغز و سلسله اعصابی توسعه‏یافته، او را در موقعیتی قرار می‏دهد که چاره‏ای جز فکر کردن ندارد. تفکر نیز جواز ورود به فلسفه است...

جهانی که ما در آن زندگی می‏کنیم، ما را راحت نخواهد گذاشت. این جهان، مدام ما را تهییج می‏کند، با مسائل خود به مبارزه می‏خواند، و از ما می‏خواهد که یا عاقلانه رفتار کنیم و یا آماده باشیم که توسط نیروهای موجود در آن منهدم شویم. در چنین مقطعی است که تجربه‏ی انسان‏ها متولد می‏شود؛ اشتیاق‏ها و خوشنودی‏ها، دردها و لذت‏ها، حسرت‏ها، احساسات، صداها، و نظایر آن.

ما طبیعتاً نمی‏توانیم با مشتی تجربه‏های نامربوط، که به طور اتفاقی در سراسر زندگی پراکنده‏اند، احساس رضایت کنیم. بایستی تجربه‏های خود را برداریم و آن‏ها را در الگویی به هم پیوند بزنیم و از مجموعه‏شان «کلیتی» بسازیم که کم و بیش، راضی‏کننده باشد. این الگو و این کل است که فلسفه‏ی ما را تشکیل می‏دهد. ...




ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در چهارشنبه 2 مرداد1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا:
کاپیتالیسم

فرهنگ ايراني اسلامي‌در دوره مدرن  از قرن پانزدهم به يك عبارت و از قرن نوزدهم به عبارت ديگر  در ايران با مسئله سرمايه‌داري به عنوان نظام جديد كار و تلاش و اقتصاد و فرهنگ و سياست و روابط اجتماعي روبه‌رو شد. به لحاظ جديد بودن اين موضوع و وضعيت است كه پاسخ‌هاي متعددي از طرف صاحبان انديشه و فكر و روش در جامعه ايراني ارائه شده است. عده‌اي بدون ملاحظه بنيانها و روشها و نتايج نظام جديد – سرمايه‌داري- به دفاع از آن و عده‌اي نيز به نفي آن پرداخته‌اند. اين وضعيت دو‌گانه‌گرايي و معارض گونه - موافقان و مخالفان سرمايه‌داري در ايران - نسبت به سرمايه‌داري فضاي گفت‌وگو و بحث و تحقيق را نامناسب كرده است. زيرا هميشه عده‌اي با مدافعان و منابع و ابزارهايي براي مقابله يا دفاع بدون منطق و احساسي حاضر هستند. موافقان سرمايه‌داري نيازي در درك دليل و منطق شكل‌گيري سرمايه‌داري در جهان نمي‌شناسند. زيرا آنرا امري خوب و درست و مورد دفاع مي‌شناسند. از نظر اين گروه برخورد با مخالفان سرمايه‌داري يك وظيفه است. در مقابل مخالفان سرمايه‌داري نيز نيازي به تفكر و تامل در فهم ريشه و بنيان‌هاي سرمايه‌داري ندارند. آنها نيز اقدام و برخورد با موافقان سرمايه‌داري را اصل مي‌شناسند. بدين‌لحاظ است كه قبل از اينكه در ايران جديد سرمايه‌گذاري و سياست‌هاي سرمايه‌گذاري و انديشه سرمايه‌گذاري و نيروهاي آماده براي سرمايه‌گذاري شكل بگيرد مخالفان و مدافعان سرمايه‌گذاري كه احساسي هستند و هيچ وظيفه‌اي به جز برخورد –  آن هم در سطح برخوردهاي فيزيكي تا حذف و در بيشتر مواقع نابودي رقيب – نمي‌شناسند. پس مي‌توان مدعي شد كه در كشور ايران در طول چندين قرن گذشته ما بيش از اينكه سرمايه‌گذاري داشته باشيم يا اينكه انديشه‌اي معطوف به سرمايه‌گذاري، دعواي بين كساني را داشته‌ايم كه اصلا دركي از سرمايه‌داري نداشته‌اند. حاصل اين ماجراي ساختگي براي ايرانيان ويراني حوزه سرمايه‌داري بوده است. ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 30 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا:

 مدرنیسمشما در كتاب تاملي در مدرنيته ايراني براي تحليل آثار جلال‌آل احمد و علي شريعتي از مفهوم مدرنيسم ارتجاعي- واژه‌اي كه توسط جفري هرف به كار برده شد- استفاده مي‌كنيد و همان استدلال هرف را هم به كار مي‌بريد كه مدرنيسم ارتجاعي بخشي از مدرنيته است و به گمانم مدرنيسم ارتجاعي را راهي براي رسيدن به نوعي مدرنيته بومي- يا در مورد ايران، مدرنيته اسلامي- مي‌دانيد...

به نظر من وقتي افكار آل‌احمد يا شريعتي را بررسي مي‌كنيم نوعي آيروني (كنايه) مشاهده مي‌‌كنيم. اساسا هرگونه ايدئولوژي‌ بومي‌گرا دچار نوعي تناقض مشروعيت است. در نگاه اول به نظر مي‌رسد نقطه قوت ايدئولوژي‌هاي بومي‌گرا كه به آنها اصالتي مي‌دهد و براي مخاطبانشان بسيار جذاب است، بومي بودن آنها باشد. بومي بودن يك نظريه يا ايدئولوژي به اين معناست كه اين ايدئولوژي از همان مكان- در مورد ما از خود ايران- بيرون آمده است.

آل‌احمد كه مدت‌ها يك ماركسيست بود پس از 28 مرداد در آثارش- به‌خصوص در غربزدگي و در خدمت و خيانت روشنفكران- ماركسيسم و روشنفكران پيرو آن را و حتي كليت فرهنگ دوران پهلوي از اين موضوع را نقد مي‌‌كند كه اين ايدئولوژي‌ها بيگانه‌اند. در عوض او گفتماني را پيشنهاد مي‌كند.....

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 30 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

"جوهر آزادی همیشه در قدرت انتخاب نهفته است. شما آنچه را که می خواهید انتخاب می کنید زیرا آن خواست شماست بنابراین برمی گزینید بدون اینکه در سیستمی عریض و طویل بلعیده شوید. شما حق دارید که مخالفت ورزید. حق دارید که همرنگ دیگران نباشید. حق دارید که پای اعتقاداتتان بایستید تنها به این خاطر که اعتقادات شما هستند. این آزادی حقیقی است و بدون آن نه هیچ نوع آزادی وجود دارد و نه حتی هیچ تصور باطلی از آن"

آیزایا برلین

آیزایا برلین در 1957 از ملکه لقب sir (شوالیه) را دریافت کرد و به استادی کرسی نظریه ی اجتماعی و سیاسی در کالج ال سولز منصوب شد و رساله ی مشهور خود "دو مفهوم آزادی"را در هنگام تصدی این کرسی قرائت کرد.که بعدها همراه با ناگزیری تاریخی و دو نوشته دیگر در کتاب چهار مقاله درباره ی آزادی منتشر شد .برلین در رساله ی دو مفهوم آزادی تضاد میان مونیسم و پلورالیسم را به شکل نمایان تری نشان میدهد و از پلورالیسم در برابر مونیسم دفاع میکند.هدف او در این مقاله این است که نشان دهد چگونه تضاد میان مونیسم و پلورالیسم در دو مفهوم مختلف از آزادی جلوه گر میشود.و برای نشان دادن این تضاد  مفهوم آزادی را به دو وجه مثبت و منفی قسمت میکند این دو وجه در اندیشه ی برلین بر اساس ارجاع به نوع سئوالاتی که به آن پاسخ میدهند ،از هم تفکیک میشوند.دو سئوال ((چه کسی بر من حکومت میکند؟))و((حکومت تا کجا در زندگی من دخالت دارد؟))...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 18 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

آيزايا برلين

زندگی را از دریچه های گوناگون میتوان نگریست ،هیچ یک لزوما شفاف و واضح نیستند،کم و بیش در نمایش و تحریف واقعیت مثل یکدیگرند.....(آیزایا برلین)

 آیزایا برلین در سال 1909 در ریگای روسیه به دنیا آمد. در ۱۹۱۷ هنگامى كه با پدر و مادر در پتروگراد [سنت پترزبورگ كنونى] به سر مى برد، انقلاب روسيه را به چشم ديد. در ۱۹۲۱ به انگلستان رفت و در دبيرستان سنت پل و دانشگاه آكسفورد درس خواند و از آن پس در همان كشور اقامت گزيد و به عضويت هيأت علمى كالج ال سولز در همان دانشگاه درآمد. از ۱۹۵۷ به مدت ۱۰ سال استاد كرسى نظريات اجتماعى و سياسى در آكسفورد و از ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸ رئيس فرهنگستان بريتانيا بود. او دانشورى در يكى از مهم ترين دانشگاه هاى بريتانيا بود و به مقام برجسته ترين و اصیل ترین(نظر شخصی من) متخصص تاريخ انديشه هاى اروپا رسيد.برلین در جنگ جهانى دوم در نيويورك و واشنگتن براى دولت بريتانيا كار مى كرد. با بسيارى از فيلسوفان و هنرمندان و موسيقيدانان و شاعران اروپايى، از فيلسوف روسى تبار فرانسوى آلكساندر كوژو تا داستان نويسى مانند بوريس پاسترناك و متفكر آمريكايى ای(که بسیار از لحاظ فکری از او دوراست) لئو اشتراوس، دوستى داشت. بر عرصه هاى گوناگون فكرى، چه در اروپا و چه در آمريكا، مسلط بود و استادانه از يكى به ديگرى مى رفت و درباره فلسفه و ادبيات و موسيقى سخن مى گفت و مى نوشت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 9 تیر1387| مكاتبه با نويسنده