تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

تجربه جنگ سرد برای دولتمردان کنونی کشور می تواند پندآموز باشد. جنگی روانی میان دو قطب از عالم که بدون شلیک یک گلوله از سوی غرب، بساط کمونیسم در شرق برچیده شد .میخائیل گورباچف رهبر اتحاد شوروی پیشین در کتاب"بسوی جهان بهتر" زمینه های این فروپاشی را به روشنی بیان می کند.
وی در بخشی هایی از این کتاب می نویسد: "ایالات متحده درصدد است که اتحاد شوروی رااز طریق اقتصادی و با ایجاد رقابتی پر هزینه و پیچیده در فضا از پای درآورد " 1 .
این رقابت پر هزینه ناشی از دوران جنگ سرد نتیجه داد و گورباچف با اعتراف به این موضوع می نویسد: " ... نظامی کردن اقتصاد که منابع مادی و فکری عظیمی را که در نوع خود بهترین بوده اند ، بلعیده است .. . " 2
همگی دیدیم تار و پود کمونیسم تنها با "افسانه تهدید شوروی"3 و بدون رویارویی نظامی و با کمک "عقب ماندگی اعمال و عملکردهای حزب و حکومت از نیازهای زمان و زندگی"4 در هم پیچیده شد. گلاسنوست و پروستریکایگورباچف نیز نتوانست ویگرانگری میراث بسیار شوم 5 گذشتگان او را سد کند و سرانجام به زباله دانی تاریخ سپرده شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزاد پورمرادی در یکشنبه 30 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا:

هنگامی که نخستین کلنگ ساخت و توسعه آموزش عالی توسط پهلوی ها زمین 129030393_067bb71f56_mزده شد و دانشگاه خوب یا بد ، متناسب با بافت و توسعه شهرها گسترش می یافت ، هیچ کس بدرستی فکر نمی کرد که اینهمه تلاش ، زدن کلنگ بر تاروپود ساختاری بود که در 57 بساط حکومت چند ده ساله اش فرو ریخت . خود زنی خود خواسته ای بود که تا فروپاشی ، دیوار کوتاهی از پذیرش ها شده بود .

پهلوی ها هر چه دروازه های دورتر را نیز برای توسعه و ارتقای علمی ایران گشودند بهتر از ویرانی خود ندیدند . بورسیه رفتگان فرنگ به مخالفانی تشکیلاتی بدل شدند و دانشجویان مرفه که با بالاترین اعتبار و پذیرش حاصل از روابط بین المللی حکومت وقت ، در آمریکا و اروپا پذیرش می شدند ، فدراسیون ، کنفدراسیون و انجمن های ! انقلابی تشکیل دادند و بخش مهمی از ارتباطات داخلی یک انقلاب را فراهم نمودند .

مأموریت جنبش دانشجویی بدینجا پایان نپذیرفت و با ریزش نظام پادشاهی در ایران در فکر تسخیر خاک دیگران برآمد و سرزمین هایی که بنای علمی آینده را در فکرش کاشت ، نشانه رفت و از دیواری به اندازه یک دیوار ! بالا رفت تا سال ها انتخاب ، انتصاب و بودجه های بی شمار را در انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم تضمین نماید و دو دهه در هم زبانی با ساختار حکومتی جدید که پای در بیست سالگی خود می نهاد کوتاهی نکرد . آسمان پنداری و سکوت و پذیرش هر چه گویی ، مشخصات این دودهه برای او بود .

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزاد پورمرادی در سه شنبه 25 تیر1387| مكاتبه با نويسنده