تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

هابرماس

يورگن هابرماس از شناخته‌شده ‌ترين چهره‌ها در دنياي فلسفه و جامعه‌شناسي است. نام او با مكتب فكري فرانكفورت پيوند خورده و مي‌توان او را تنها بازمانده اين مكتب دانست. هابرماس با وجود اين كه دوران بازنشستگي خود را مي‌گذراند، همچنان به رسالت روشنفكري خود متعهد است و در مواجهه با تحولات بزرگ جهان اعلام موضع مي‌كند. نظير اين تحولات، جنگ‌هاي ساليان اخير است كه منجر به سقوط حكومت‌هاي ميلوشويچ در بالكان و طالبان و صدام حسين در آسيا شده‌است. هابرماس تا آنجا پيش رفت كه با رقيب ديرينه خود ژاك دريدا متحد شود و پس از چندين دهه انتقاد از يكديگر مانيفست مشتركي منتشر كنند. شرح اين اتحاد با ژاك دريدا و مواضع يورگن هابرماس درباره جنگ‌هاي اخير را در اين گفت‌وگو مي‌خوانيد.

ادواردو منديتا*
ترجمه: سپيده جديري

شما همواره منتقد سياست‌هاي آمريكا در جنگ‌ افغانستان و عراق بوده‌ايد، اما در طول بحران كوزوو از يك‌جانبه‌گرايي آمريكا و ناتو حمايت كرديد. تفاوت‌ اين ديدگاه‌ها در چيست؟ آيا عراق و افغانستان در يك طرف و كوزوو در طرف ديگر قرار دارند؟
درباره مداخله آمريكا در افغانستان، عقايدم را با ملاحظه‌كاري در مصاحبه‌اي با جيوانا بورادي تشريح كرده‌ام؛ اعتراضات من بر عليه لشكركشي به افغانستان و بعدها لشكركشي به عراق، به هيچ وجه در تضاد با قانون نبوده‌است و معتقدم كه بوش از سپتامبر 2001 به صورت تهديدي آشكار براي سازمان ملل و قوانين بين‌المللي درآمده‌است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در سه شنبه 30 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
 

....افزایش سهم زنان در کلیسا در اواخر روزگار باستان نیز از نهادینه شدن فزاینده ی مسیحیت در سده های دوم و سوم حکایت می کرد. در آغاز زنان آزاد بودند که نقش فعالی در تشکیل کلیساها ایفا کنند. انجیل ها گزارش می دهند که عیسی مریدان مونث نیز داشت و مقدار زیادی از تامین مالی عیسی را زنان انجام می دادند حتی برخی از آنان را پولس "رسول" می خواند. ولی سرانجام روزی فرا رسید که سهم زنان در مسیحیت رو به کاهش نهاد و بسیار محدود شد. به دو دلیل ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در شنبه 27 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
امر قدسی۱.دانلود کتاب در جستجوی امر قدسی گفتگوی رامین جهانبگلو با سید حسین نصر

 

۲.دانلود کتاب موج چهارم اثر رامین جهانبگلو

+ نوشته شده توسط میهمان در جمعه 26 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
 

 

 

ظهور مصلح و عدالتگر حقيقى نه مختص اسلام است که همه مردمان با آرمان عدالتخواهى و حقيقت‌جويى فطرى خود در هر دين و آئين به انتظار يک مصلح، سعى در زمينه‌سازى و فراهم کردن شرايط ظهور مصلح موعود خود را دارند. از همان زمان پيدايش نخستين تا يونان باستان و آئين‌هاى هندو، بودا و زرتشت و اديان الهى يهوديت و مسيحيت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 24 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

کیارستمی  نقد منفي و نقد مثبت، فرمول بندي متافيزيكي كهني است كه از ارسطو به ما رسيده است. نقد منفي اما مي تواند مثبت باشد. در عالم واقع زماني كه نقدي با افق هاي بازتر، دقت ها و پرسش هاي ژرف تر و تسلط و احاطه بيشتر، لكنت ها و خامدستي هاي متني را بيان مي كند، در حقيقت با آفريننده متن مكالمه اي سرداده كه او را فرا ببرد. يك نقد رها از توهين و بغض، كه با پرسش متن كار دارد و نه به جنگ و دعوا با شخصيت آفريننده متن و پيشداوري ها، سراپا نقدي مثبت است.
    
    
    درعوض نقد مثبت كه كارش يعني گفت وگو با متن را به صورت تمجيدي، دفاع طلبانه و ديگر هيچ پيش مي برد، مسلماً تاثيري منفي برجا مي نهد. ما به سبب همه مشكلات دراز دامن، چه آنگاه كه از هر نقد مثبتي سرخوش مي شويم، و چه در گامي روشنفكرانه به پيش ظاهراً و يا بنا به عادت، از هر نقد منفي استقبال مي كنيم، در واقع در منش عقب مانده شريك شده ايم، زيرا خود <مثبت> و <منفي> بودن نقد در اصل هيچ اهميتي ندارد. هر نقد با نگاهي خلاق و تازه و بينش و دانشي كه به ذات امر واقع - متن - تقرب جويد، نقد خوبي است. پس بر عكس برداشت سطحي اين و آن، مشكلي با نقد منفي حافظ به روايت كيارستمي ندارم بلكه پرسش هايي در برابر شيوه هاي عقب مانده دارم...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در چهارشنبه 24 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
چهارصدضربه

من ادعا می کنم که یک فیلم یا لذت ساختن سینما را بیان می کند و یا رنج سینما را. من به چیزی در این بین علاقه ندارم. (فرانسوا تروفو)

چهارصد ضربه” (۱۹۵۹) اثر فرانسوا تروفو یکی از تاثیر گذارترین داستانهای ساخته شده درباره یک نوجوان بالغ ااست. فیلم از دوران جوانی خود تروفو الهام گرفته شده است و یک پسر کاردان و متکبر را نشان می دهد که در پاریس بزرگ شده است و ظاهرا بی پروا با زندگی گناه کاری روبرو می شود. بزرگتر ها او را به عنوان یک دردسر ساز می بینند. به ما اجازه داده شده است که قسمت هایی از زندگی خصوصی او را ببینیم، به عنوان مثال قبل از اینکه او شمعی را در اتاقش روشن کند، روی تختش به پرستش بالزاک می پردازد. برداشت مشهور آخر فیلم چهارصد ضربه، بزرگ نمایی است از چهره فریز شده و قاب گرفته پسر داستان که او را در حالی نشان می دهد که مستقیما به لنز دوربین نگاه می کند. او به تازگی از حبس خانگی گریخته است و اکنون در ساحل است. گرفتار بین خشکی و آب.

آنتوان دونیل که ژان پیر لیاد نقشش را بازی می کند، شخصیت موقر دارد. به طوری که احساسات او بسیار قبل از اینکه فیلم آغاز شود، تیره و تار شده است. این اولین بار در سینما است که چنین اتفاقی در همکاری دراز مدت بین کارگردان و بازیگر انجام می شود. آنها این کاراکتر را بار دیگر در فیلم کوتاه “آنتوان و کولت” (۱۹۶۲) به اجرا در آورند. و همچنین در چند فیلم بلند به نامهای “بوسه های پنهان” (۱۹۶۸) ، “تخت و تخته” (۱۹۷۰) و “عشق فراری” (۱۹۷۹).

فیلم های بعدی مزیت های خاص خوشان را دارند و “بوسه های دزدکی” یکی از بهترین کارهای فرانسوا تروفو می باشد. اما “چهارصد ضربه” با تمام احساسات و سادگی اش، خود یک کلاس فیلم سازی است. فیلم اولین کار بلند تروفو بود و یکی از فیلم های پایه گذار جنبش موج نوی سینمای فرانسه. فیلم به آندره باژن تقدیم شده است. منتقد تاثیر گذاری که تروفوی بی خانمان را زیر دستش تربیت کرد، هنگامی که این مرد جوان به نظر می رسید که بین زندگی به عنوان یک فیلمساز و زندگی با بدبختی ایستاده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 23 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

صحت يك استدلال،مستقل از صدق مقدمات استدلال تعيين مي‌شود. مسئله اين است كه آيا پرسش از صحت يك استدلال معادل همين سؤال است كه مقدمات درست هستند و زمينه خوبي براي تصديق نتيجه فراهم مي‌آورند؟ پاسخ منفي است. استقلال صحت استدلال از صدق مقدمات مي‌تواند به اين روش معلوم شود:يك استدلال صحيح مي‌تواند مقدمات كاذب داشته باشد، و يك استدلال ناصحيح مي‌تواند مقدمات صادق داشته باشد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اولیس در یکشنبه 21 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

اکسپرسیونیسممساله ناتوانی انسان در توضیح و تبیین جهان پیرامون باری بوده است که  از بدو تولد بر دوشمان حملش کرده ایم. از زمان رنسانس و با پیروزی معجزه آسای علوم طبیعی توانستیم با اتکا به روشهای محکم این علوم بر بخشی از این مشکل فائق بیاییم. ما توانستیم از طریق این روشها «دنیای طبیعی» را تبیین و تحلیل کنیم. سنگ و چوب و رعد و برق را تحت کنترل گرفته و علت یابی کردیم. و در جایی که میخواستیم به کار گرفتیم. بسیاری چیزهاست که نمیدانستیم و نمیدانیم. اما روشهای محکم این علوم مژده موفقیت را همیشه به ما داده اند و میدهند. اما دنیای انسانی چطور؟ دنیای ایمان , اهداف , انگیزه ها , احساسات , ارزشها , فرهنگها و نظامهای سیاسی؟ بله میدانم عده زیادی معتقد بوده و همچنان هم هستند که اگر روشهای علوم طبیعی را به دنیای انسانی منتقل کنیم این بخش از جهان را نیز کنترل کرده ایم. کاری ندارم که این کار شدنی است یا نه و اصلا هم نمیخواهم در باب رابطه علوم طبیعی و انسانی بحثی راه بیاندازم. هرچند شاید بحث من اصطکاکی با بحث مذکور دارد اما با پیروی از اصول وبلاگ نویسی فعلا آن را قلم میگیرم. آنچه برایم مهم است بحثی کلان تر است: یعنی واکنش معرفت شناسانه ما به دشواری گزینش راه درست زندگی در میان تکثر خیرها در دنیای انسانی. و البته از همه مهمتر نتایج سیاسی آنها.

....

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در شنبه 20 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

 

The subject of intellectualism in the eastern societies has been very important, it has been so important that it has made alot of famous writers and important people to think about it and  spend alot of there time on this subject. although these eastern  intellectualists still have not been able to make a cause in their societies, like the western intellectualists have.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 18 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
لطفا اقتصاد اسلامی را تعریف کنیم

s

روز دوشنبه رئیس جمهور محبوب مان دکتر احمدی نژاد،در جلسه ی تودیع  و معارفه ریاست بانک مرکزی، طبق معمول از سیاست هایی که 45 دقیقه مظاهری از آنها انتقاد کرده بود،دفاع کرد و این شیوه را گذار به اقتصاد اسلامی دانست و فرمودند که:
اقتصاد سرمایه داری جهان که مرکز آن آمریکا است،در حال سقوط است و از همه مهمتر نظام اقتصادی ایران سرمایه داری نیست و می خواهد سرمایه داری نباشد.ایشان تاکید کردند که سیستم اقتصادی ایران بر اساس سیاست های ابلاغی اصل 44 قانون اساسی است که مانیفست (اقتصاد اسلامی) می باشد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 18 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

دو دلداده‌ي فيلسوف: آرنت و هايدگر

ويليام هانان[i]

ترجمه: مجيد نصرآبادي

 

يكي از شايعات كنجكاو برانگيزانه‌ي فلسفه در قرن بيستم، روابط فيمابين هانا آرنت[ii] با مارتين هايدگر[iii] است. هانا آرنت، فيلسوف آلماني يهودي تبار كه نامش تداعي كننده خشم و غضبي است كه نسبت به توتاليتاريسم داشت؛ شور و شوق جوانيش او را به ملاقات با مارتين هايدگر در سال 1920 كشاند. هايدگر، فيلسوفي تاثيرگذار در آلمان بود، كه براي مدتي از حاميان برجستة حزب نازي بود و در دورة از زندگيش مشتاق بود كه هيتلر سروري ايدئولوژيكي حزب نازيسم را بدست گيرد

 

                               هانا آرنت                     

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید نصر آبادی در چهارشنبه 17 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
راسل۱.جهانبینی علمی اثر برتراند راسل

 

۲.کتاب زناشویی و اخلاق اثر راسل

 

پسوورد:parsfreedom

+ نوشته شده توسط میهمان در دوشنبه 15 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

اثر وانشا رودبارکیاین یادداشت کوتاه در سال 2000 در کتاب The Power of Ideasبه چاپ رسیده است. اما برای دوستانی که مایلند بدانند باید بگویم که قبل از آن در سال 1995 در کتاب  The Oxford Companion to Philosophyبه چاپ رسیده بود. و اما باز برای آنهایی که میخواهند بیشتر بدانند باید بگویم که این نوشته متعلق است به برنامه ای تلوزیونی در باب آزادی بیان و به سال 1962 تحت عنوان The Four Freedoms که برلین یکی از شرکت کنندگان آن بود. این نوشته مربوط است به بررسی یکی از ارزشهای غایی ما یعنی آزادی در حجمی کم و به زبانی ساده. آنهم توسط شخصی که چه بخواهیم و چه نخواهیم یکی از اندیشمندان مولف در زمینه تحلیل و بررسی این ارزش غایی "ما" به حساب می آید.

آزادی سیاسی چیست؟ در جهان باستان و به خصوص در میان یونانیان , آزاد بودن به معنای توانایی مشارکت در حکومتِ شهری بود که شخص در آن میزیست. قوانین فقط زمانی اعتبار داشتند که شخص مورد نظر , حق مشارکت در تصویب و یا الغای آن را دارا می بود. آزاد بودن به معنای اجبار کردن شخص به اطاعت از قوانینی که  برای او و نه  توسط او تصویب شده اند نبود. این نوع از دموکراسی مبتنی بر این بود که حکومت و قوانین اجازه نفوذ به تمامی حوزه های زندگی را دارا میباشند. انسان نه از چنین نظارتی آزاد بود و نه ادعای آزاد شدن از آن را داشت. تمام آنچه دموکراتها میگفتند این بود که در راستای تاسیس و مراقبه از آن چیزی [حکومت] که همه شهروندان حق مشارکت در آن را داشتند ,   تمامی انسانها به شکلی برابر مشمول انتقاد , تجسس و اگر لازم می آمد محکومیت در برابر قوانین و یا دیگر ترتیبات و ساز و کارها باشند.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در شنبه 13 مهر1387| مكاتبه با نويسنده
عموما وقتی از طرفداران تئوری ولایت فقیه در مورد برهان قرآنی شان در اثبات ولایت فقیه صحبت می کنیم، همیشه با یک آیه روبه رو خواهیم بود و نه بیشتر،آیه ای بسیار معروف که گمان می رود غیر از این آیه استدلال دیگری برای اثبات قرآنی این نظریه وجود ندارد.

آیه بدین شرح است:
((يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً)) 59،نسا

/اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است/

عموما توسط مدافعین نظریه ی ولایت فقیه بیان می شده است که کلمه ی ((اولی الامر)) به معنای صاحبان امر بعد از معصومین دلالت بر ولی فقیه می کند.بنده قصد نقد یا رد تئوری ولایت فقیه را ندارم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 6 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

Ruzbehan@theSecularشاید دو روزی باشه که دستانم به کتاب کشیده می شود و چشمان خسته ام از بیخوابی های شبانه در مسیر روزانه ی بسمت کار و بازگشت در طبقه ی دوم اتوبوسهای دوطبقه ی خط ۲۱۰ و ۲۵۳ لندن روی کتاب می لغزد.

از شما چه پنهان که دو روز پیش دوباره ناپرهیزی کردم. از کنار شعبه ای از <بوردرز> می گذشتم که پایم وارد منطقه ممنوعه ی آغاز دوباره ای برای رنج و رنج و رنج شد. مازوخیسم دارد این انسان، خواهر جانم۱. لذتی را نهایتا انتخاب می کند که با رنج همراه است. نوعی از شادکامی را میجوید که با درد همراه است. مازوخیسم دارد این بشرواره. مازوخیسم دارد این بتشکن.

 

۱- با تاملی اشراق گونه حتم به یقین دارم، خواهرم از گوشه ی دیگر دنیا بیصدا میخواند پاره ی دیگرش را.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در جمعه 5 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

 اشاره: جهان کنوني از حيث کساني که در آن زيست مي کنند، جهان انسان هاي متصرف، انسان هاي متسخر، جوامعي که دوست دارند همه چيز را بدانند و يا حداقل براي همه چيز تحليل و تفسير و تبييني منطقي! ارائه دهند.

اين انسان ها گمان می کنند مي توانند سر از همه چيز در بيارند و اگر هم بپندارند که مثلن، فعلن از درک موضوعي عاجزند، فرضيه اي جديد پس مي اندازند و فاتحانه با کمال غرور از کنار آن مي گذرند.

و در اين بين چه بسيار موارد عديده اي که استادان و برجستگان علم و فکري بيش از آن که صريح باشند به قول نيچه زيرکي کرده اند و آن مشکل را رها کرده و با خود انديشيده اند که اگر آن ها چيزي درباره اش نگفته اند پس ديگران هم به آن مشکل ها نخواهند انديشيد، گويي آنان حق چنين ساده لوحي را داشته اند.

و چه نابخردانه خردمنداني ايمان را ميراننده شناخت حق و حقيقت شمردند و نيز برخي گمان کردند ايمان به وراء عالم نيز با خرد محقق مي شود اما نيافتند که ايمان به خرد با چه محقق مي گردد.

بعضي انسان را موجودي ناشناخته ناميدند و گروهي کاشف ناشناخته ها دانستندش! و در این بین آن چه حیران تر گشت چیزی نبود جز همان انسان.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 4 مهر1387| مكاتبه با نويسنده

محمدرضا نيكفر

دين ابزاري و مدرنيت ابزاري

                                                               

مضمونِ اصلي نوشته ي زير تأكيد بر اين است كه معماي رابطه ي دين و مدرنيت (مدرنيته ) آن هنگام حل شدني است كه اين دو را همچون دو واحدِ همگن و تام و دربسته در برابر هم قرار ندهيم . كدام دين در رابطه با كدام سويه اي از جهان مدرن؟ مسئله ي اصلي در اين بحث اين است . نكته هاي عمده ي مطرح در اين نوشته را من پيشتر در مقاله اي با عنوانِ "ايمان و تكنيك" با تفصيل بيشتري بررسيده ام. اين مقاله به درخواست برگزاركنندگان سمينار "دين و مدرنيته"، كه در روز ٢۶ مرداد ١٣٨۵ در تهران برگزار شد ، نوشته شده است . صورت ناقصي از آن را روزنامه شرق يك روز پيش از برگزاري سمينار چاپ كرده است.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید نصر آبادی در سه شنبه 2 مهر1387| مكاتبه با نويسنده