
"مپندارید منم که در حضور پدر، شما را متهم خواهم کرد؛ متهم کننده ی شما موسی است. همان که به او امید بسته اید." [I]
تصور کنید شما یک شهروند قانون مدار و یک راننده ی با انضباط و مطیع قوانین راهنمایی رانندگی هستید که 50 سال است سابقه ی رانندگی بدون تخلف دارید و در این مدت هیچگاه از چراغ قرمزی عبور نکردید. اما یک شب، به هر دلیلی (موجه یا غیر موجه) مرتکب این جرم می شوید و از شانستان پلیس نیز شما را متوقف کرده تا جریمه کند؛ آیا شما می توانید با این بهانه که پنجاه سال است هیچ خطایی نکردید، از پلیس طلب گذشت کنید ؟ مطمئنا اینگونه نیست و شما جریمه خواهید شد.
در آموزه های مسیحیت، شریعت مانند همین مقررات رانندگی شامل یک سری باید ها و نباید ها ست که توسط موسی و پیامبران دیگر عرضه شده تا هرکس که خود را مقید به آن می داند با دستورات همان شریعت قضاوت گردد، پس کسی نمی تواند خود را مقید به شریعت بداند اما پاره ای از قوانین را جدی نگیرد، زیرا در غیر اینصورت بنا به همان قوانین مجازات باید گردد. پس خداوند شریعت را داد تا یادآوری کند که از نظر شریعت هیچ کس نمی تواند پاک باشد و اینچنین در عهد جدید آنهایی را که به انجام اعمال دینی تکیه دارند را ملعون می خواند.[II]














