تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

تجربه جنگ سرد برای دولتمردان کنونی کشور می تواند پندآموز باشد. جنگی روانی میان دو قطب از عالم که بدون شلیک یک گلوله از سوی غرب، بساط کمونیسم در شرق برچیده شد .میخائیل گورباچف رهبر اتحاد شوروی پیشین در کتاب"بسوی جهان بهتر" زمینه های این فروپاشی را به روشنی بیان می کند.
وی در بخشی هایی از این کتاب می نویسد: "ایالات متحده درصدد است که اتحاد شوروی رااز طریق اقتصادی و با ایجاد رقابتی پر هزینه و پیچیده در فضا از پای درآورد " 1 .
این رقابت پر هزینه ناشی از دوران جنگ سرد نتیجه داد و گورباچف با اعتراف به این موضوع می نویسد: " ... نظامی کردن اقتصاد که منابع مادی و فکری عظیمی را که در نوع خود بهترین بوده اند ، بلعیده است .. . " 2
همگی دیدیم تار و پود کمونیسم تنها با "افسانه تهدید شوروی"3 و بدون رویارویی نظامی و با کمک "عقب ماندگی اعمال و عملکردهای حزب و حکومت از نیازهای زمان و زندگی"4 در هم پیچیده شد. گلاسنوست و پروستریکایگورباچف نیز نتوانست ویگرانگری میراث بسیار شوم 5 گذشتگان او را سد کند و سرانجام به زباله دانی تاریخ سپرده شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزاد پورمرادی در یکشنبه 30 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا:
 

                         

 

                                 هیچ قانونی، تجاوز جنسی در طول جنگ را محکوم نمی کند!!

ترجمه : زری طبائی - 23 تیر 1387

 

در طول عمر سازمان ملل متحٌد هیچ قانونی به این شدت تجاوز جنسی به افراد رابعنوان جنایت جنگی محکوم نکرده است. حال نوبت کشور ها است که این قانون را به اجرا در بیآورند.

هفتاد در صد، خواهش می کنم این رقم را به دقت به خاطر بسپارید، هفتاد در صد زنان ساکن شرق کنگو از تاریخ شروع جنگ های داخلی کنگو از سال 1997 مورد تجاوز جنسی مردان قرار گرفته اند. اغلب متجاوزین سربازان مرد، مردان وابسته به گروه های شورشی، و یا ارتش های میلیشا ها هستند. از سال 2002 رسمآ صلح و آتش بس بین گروه های متخاصم بر قرار شده است امٌا تجاوز به زنان همچنان ادادمه دارد.

 1820، خواهش می کنم این عدد را هم به یاد داشته باشید، زیرا این شمارهً قطعنامه ای است که مجمع عمومی سازمان ملل در این هفته بر علیه هر گونه تجاوز و بخصوص تجاوز جنسی و مجازات عاملان آن به تصویب رساند.

 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 30 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
کاپیتالیسم

فرهنگ ايراني اسلامي‌در دوره مدرن  از قرن پانزدهم به يك عبارت و از قرن نوزدهم به عبارت ديگر  در ايران با مسئله سرمايه‌داري به عنوان نظام جديد كار و تلاش و اقتصاد و فرهنگ و سياست و روابط اجتماعي روبه‌رو شد. به لحاظ جديد بودن اين موضوع و وضعيت است كه پاسخ‌هاي متعددي از طرف صاحبان انديشه و فكر و روش در جامعه ايراني ارائه شده است. عده‌اي بدون ملاحظه بنيانها و روشها و نتايج نظام جديد – سرمايه‌داري- به دفاع از آن و عده‌اي نيز به نفي آن پرداخته‌اند. اين وضعيت دو‌گانه‌گرايي و معارض گونه - موافقان و مخالفان سرمايه‌داري در ايران - نسبت به سرمايه‌داري فضاي گفت‌وگو و بحث و تحقيق را نامناسب كرده است. زيرا هميشه عده‌اي با مدافعان و منابع و ابزارهايي براي مقابله يا دفاع بدون منطق و احساسي حاضر هستند. موافقان سرمايه‌داري نيازي در درك دليل و منطق شكل‌گيري سرمايه‌داري در جهان نمي‌شناسند. زيرا آنرا امري خوب و درست و مورد دفاع مي‌شناسند. از نظر اين گروه برخورد با مخالفان سرمايه‌داري يك وظيفه است. در مقابل مخالفان سرمايه‌داري نيز نيازي به تفكر و تامل در فهم ريشه و بنيان‌هاي سرمايه‌داري ندارند. آنها نيز اقدام و برخورد با موافقان سرمايه‌داري را اصل مي‌شناسند. بدين‌لحاظ است كه قبل از اينكه در ايران جديد سرمايه‌گذاري و سياست‌هاي سرمايه‌گذاري و انديشه سرمايه‌گذاري و نيروهاي آماده براي سرمايه‌گذاري شكل بگيرد مخالفان و مدافعان سرمايه‌گذاري كه احساسي هستند و هيچ وظيفه‌اي به جز برخورد –  آن هم در سطح برخوردهاي فيزيكي تا حذف و در بيشتر مواقع نابودي رقيب – نمي‌شناسند. پس مي‌توان مدعي شد كه در كشور ايران در طول چندين قرن گذشته ما بيش از اينكه سرمايه‌گذاري داشته باشيم يا اينكه انديشه‌اي معطوف به سرمايه‌گذاري، دعواي بين كساني را داشته‌ايم كه اصلا دركي از سرمايه‌داري نداشته‌اند. حاصل اين ماجراي ساختگي براي ايرانيان ويراني حوزه سرمايه‌داري بوده است. ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 30 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا:

 مدرنیسمشما در كتاب تاملي در مدرنيته ايراني براي تحليل آثار جلال‌آل احمد و علي شريعتي از مفهوم مدرنيسم ارتجاعي- واژه‌اي كه توسط جفري هرف به كار برده شد- استفاده مي‌كنيد و همان استدلال هرف را هم به كار مي‌بريد كه مدرنيسم ارتجاعي بخشي از مدرنيته است و به گمانم مدرنيسم ارتجاعي را راهي براي رسيدن به نوعي مدرنيته بومي- يا در مورد ايران، مدرنيته اسلامي- مي‌دانيد...

به نظر من وقتي افكار آل‌احمد يا شريعتي را بررسي مي‌كنيم نوعي آيروني (كنايه) مشاهده مي‌‌كنيم. اساسا هرگونه ايدئولوژي‌ بومي‌گرا دچار نوعي تناقض مشروعيت است. در نگاه اول به نظر مي‌رسد نقطه قوت ايدئولوژي‌هاي بومي‌گرا كه به آنها اصالتي مي‌دهد و براي مخاطبانشان بسيار جذاب است، بومي بودن آنها باشد. بومي بودن يك نظريه يا ايدئولوژي به اين معناست كه اين ايدئولوژي از همان مكان- در مورد ما از خود ايران- بيرون آمده است.

آل‌احمد كه مدت‌ها يك ماركسيست بود پس از 28 مرداد در آثارش- به‌خصوص در غربزدگي و در خدمت و خيانت روشنفكران- ماركسيسم و روشنفكران پيرو آن را و حتي كليت فرهنگ دوران پهلوي از اين موضوع را نقد مي‌‌كند كه اين ايدئولوژي‌ها بيگانه‌اند. در عوض او گفتماني را پيشنهاد مي‌كند.....

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 30 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

 

                                 

نويسنده معلم نيست، آفريننده است. اوژن یونسکو

نمی دانم چه شده. می خواستم از فلسفه تاریخ و بحث سیاست و دولت در آینده و  ... بنویسم اما چند خط بیشتر نتوانستم. اصلا حوصله اش را نداشتم.

شروع کردم از روش شناخت در فلسفه ذهن گفتن که به قول یکی از رفقا ... اصلا دیدم حوصله این یکی را الان به هیچ وجه ندارم.

شروع کردم از جاکومتی و مجسمه سازیش نوشتن که نمی دانم چه شد دیدم این را هم حالش نیست. (اما این یکی را حتما کاملش خواهم کرد. حتما)

جدیدا دچار وسواسی شده ام در نوشتن که نمی دانم آخر و عاقبتش را. اگر مقاله ای را برای خود بخواهم بنویسم دچار سر گیجه می شوم در انتخاب موضوع. بعضی مواقع مثل امروز ساعت ها می نویسم و بعد پاک می کنم. در آخر هم از همانی که اصلا فکرش را نمی کردم می نویسم.

شاید این مرضی باشد که خیلی ها دچارش شده باشند حداقل در برهه ای از زمان.

ماندم چه کنم. در انتها دیدم عقلم را بایست تابع قلبم کنم تا هر آنچه او میلش کشید، همان به حیطه هستی نگارش پای بگذارد.

دیدم نوشتن از نوشتن بد نیست!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه 26 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

هنگامی که نخستین کلنگ ساخت و توسعه آموزش عالی توسط پهلوی ها زمین 129030393_067bb71f56_mزده شد و دانشگاه خوب یا بد ، متناسب با بافت و توسعه شهرها گسترش می یافت ، هیچ کس بدرستی فکر نمی کرد که اینهمه تلاش ، زدن کلنگ بر تاروپود ساختاری بود که در 57 بساط حکومت چند ده ساله اش فرو ریخت . خود زنی خود خواسته ای بود که تا فروپاشی ، دیوار کوتاهی از پذیرش ها شده بود .

پهلوی ها هر چه دروازه های دورتر را نیز برای توسعه و ارتقای علمی ایران گشودند بهتر از ویرانی خود ندیدند . بورسیه رفتگان فرنگ به مخالفانی تشکیلاتی بدل شدند و دانشجویان مرفه که با بالاترین اعتبار و پذیرش حاصل از روابط بین المللی حکومت وقت ، در آمریکا و اروپا پذیرش می شدند ، فدراسیون ، کنفدراسیون و انجمن های ! انقلابی تشکیل دادند و بخش مهمی از ارتباطات داخلی یک انقلاب را فراهم نمودند .

مأموریت جنبش دانشجویی بدینجا پایان نپذیرفت و با ریزش نظام پادشاهی در ایران در فکر تسخیر خاک دیگران برآمد و سرزمین هایی که بنای علمی آینده را در فکرش کاشت ، نشانه رفت و از دیواری به اندازه یک دیوار ! بالا رفت تا سال ها انتخاب ، انتصاب و بودجه های بی شمار را در انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم تضمین نماید و دو دهه در هم زبانی با ساختار حکومتی جدید که پای در بیست سالگی خود می نهاد کوتاهی نکرد . آسمان پنداری و سکوت و پذیرش هر چه گویی ، مشخصات این دودهه برای او بود .

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزاد پورمرادی در سه شنبه 25 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

"جوهر آزادی همیشه در قدرت انتخاب نهفته است. شما آنچه را که می خواهید انتخاب می کنید زیرا آن خواست شماست بنابراین برمی گزینید بدون اینکه در سیستمی عریض و طویل بلعیده شوید. شما حق دارید که مخالفت ورزید. حق دارید که همرنگ دیگران نباشید. حق دارید که پای اعتقاداتتان بایستید تنها به این خاطر که اعتقادات شما هستند. این آزادی حقیقی است و بدون آن نه هیچ نوع آزادی وجود دارد و نه حتی هیچ تصور باطلی از آن"

آیزایا برلین

آیزایا برلین در 1957 از ملکه لقب sir (شوالیه) را دریافت کرد و به استادی کرسی نظریه ی اجتماعی و سیاسی در کالج ال سولز منصوب شد و رساله ی مشهور خود "دو مفهوم آزادی"را در هنگام تصدی این کرسی قرائت کرد.که بعدها همراه با ناگزیری تاریخی و دو نوشته دیگر در کتاب چهار مقاله درباره ی آزادی منتشر شد .برلین در رساله ی دو مفهوم آزادی تضاد میان مونیسم و پلورالیسم را به شکل نمایان تری نشان میدهد و از پلورالیسم در برابر مونیسم دفاع میکند.هدف او در این مقاله این است که نشان دهد چگونه تضاد میان مونیسم و پلورالیسم در دو مفهوم مختلف از آزادی جلوه گر میشود.و برای نشان دادن این تضاد  مفهوم آزادی را به دو وجه مثبت و منفی قسمت میکند این دو وجه در اندیشه ی برلین بر اساس ارجاع به نوع سئوالاتی که به آن پاسخ میدهند ،از هم تفکیک میشوند.دو سئوال ((چه کسی بر من حکومت میکند؟))و((حکومت تا کجا در زندگی من دخالت دارد؟))...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 18 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
 

يكي از جذابترين مباحث كلامي براي من الهيات مسيحي بوده است. تاريخ شكل گرفتن اعتقادات مسيحيان و روند رشد آن تا به امروز شايد يكي از قابل بحث ترين و آموزنده ترين شاخه هاي كلامي باشد. آموزنده بودن آن، از اين نظر كه اگر شما با مباحث الهيات مسيحي آشنا شويد به وضوح ردپاي مكاتب ديگر و ارتباط في مابين آنها را مي بينيد، بطور مثال جنبش هاي مدرسي، فيمينيستي،‌اگزيستانسياليسم و پست مدرنيسم و ... هركدام شاخه اي از الهيات مسيحي را درطول تاريخ در بر مي گيرند و اين خيلي جالب است كه در يك مكتب ديني، پيروان اگزيستانسياليسم مسيحي ميبينيد و اين گروه خود تاثير و تعاملي عجيب در رشد الهيات مسيحي داشته است. بطور كلي تعامل مكاتب فكري و فلسفي انساني با يك مكتب ديني از الهيات مسيحي،‌شاخه اي از فلسفه را آفريده كه در ديگر اديان ديده نمي شود....

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در شنبه 15 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
                   

  

هنگامی که کلمه ای را می نویسیم و یا بر زبان جاری اش می کنیم کمیتی از روحمان را نیز تکثیر می کنیم. حتی با نگاهمان نیز!

همان گونه که کمیتی از روحمان نیز در جسممان باقی می ماند. یعنی همان زادگاه تکثیر روح.

با هر فعلی که انجام می دهیم مقداری از روحمان با آن فعل می ماند.

اگر خانه ای ساختیم مصالح آن خانه عبارت خواهند بود از: آجر، سیمان، آهن، گچ، آب، ماسه و روح سازنده همه آن ها و روح بنا کننده خانه.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد در جمعه 14 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

Ruzbehan@theSecular

تو پنداری كه نه جبر جبر است نه اختيار اختيار! چيز سومی است...

این نوشته ابتدا جانبدار خواهد بود. مخصوصاً جانب دیترمینیسم[i] را خواهد گرفت تا نقص بزرگ آنرا هویدا سازد. ادله ی آن برای رد عقلانیت و صحت وجودی نظریات مدافعین خشونت ورزی و جزمگرایی مذهبی است که نام «شریعت مدار» را بر ایشان زیبنده می شناسد. پس مقدمتاً و در حلقه ی جدل، جایگاه جبر را به حکم جبر می پذیرد. یک دایره تعقلی را از محور جبر می آغازد. در مداری که مرکزیت آن بر جبر استوار باشد (و نه اختیار)، بر محور حرکت در انسجام عوامل حرکت می کند...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در پنجشنبه 13 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

                       

                         پاسخ شما چیست؟

 

امروز در یکی از کلاس های P4C (فلسفه برای کودکان) یکی از بچه ها که شش سالش است پرسید:

 

- آقا تیر هوایی زدن گناه است؟

 

- نه عزیزم، چطور؟

 

- آخه می ره می خوره به خدا!

 

من که بعد از این مدت کار با کودکان دیگر کمتر از این ذهن شدیدا خلاق و فلسفی کودکان جا می خورم گفتم بچه ها نظر شما چیست؟ و...

 

با خودم گفتم اگر همین پرسش را کودکی از شما بزرگترها بپرسد چه پاسخی خواهید داد؟

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 12 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
Ruzbehan@theSecular        

اعداد و ارقام بی معنا نمی شوند. مفهوم هم كه زايش تراژديست. حالا اگر بگوييم اعداد تراژدی آفرينند، يا لااقل می توانند كه چنين باشند، كسی را آزار داده ايم؟

                                      

چهارصد و شصت و شش و البته پشتش شصت و چهار، يك عدد اتفاقی بود. او زندانی شماره 466 در سال 64 ميلادی بود و می بايست كه برای يك عمر پشت ميله های زندان می ماند. او آدم نكشته بود، به بانويی تعرض نكرده بود، دزدی نكرده بود، آدم زيرنگرفته بود، دعوا نكرده بود، به اموال عمومی صدمه نرسانده بود، فغان نكرده بود، داد و بيداد اش آسمان نگرفته بود، و صدايش را بلند نكرده بود، بستنی طفل هشت ساله ای را ندزديده بود، يا در جايش ادرار نكرده بود، و در خيابان آب دهان نيانداخته بود؛ با مادرش جدل نمی كرد، شيطان نبود، و آدامس اش را هيچوقت روی قالی نيانداخته بود!...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در سه شنبه 11 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

به نام خدا

زمانی بود که تا بزرگ شدن راه زیادی مانده بود ولی من عزت و شرفم را نزد خداوند کشف کرده، مغرور به تعلقم به خداوندی این چنین قدرتمند و لایتناهی، تصور می کردم عقل زمخت مرا گنجایش لطافت نور خداوندی هست. من چه می دانستم عشق چیست؟ یا حد عقل کجاست؟ یا ظرفیت روح چیست؟ هر کس از وساطت بهره مندی از لطف خدا می گفت، من می گفتم می خواهم خودم مستقیم و بی واسطه او را درک کنم. فکر می کردم من که نزد او چنین بزرگوار و عزیز کرده هستم چرا نتوانم؟ مگر آنها که توانستند چه کسانی بودند؟ بشری مثل من. خودش در قرآنش گفته بود پیامبران را نفرستادیم جز این که غذا می خوردند و در بازارها راه می رفتند... یعنی آدم های معمولی مثل من بودند! و چنان به شهودم مغرور بودم که نه گوش شنیدن داشتم نه سواد دیدن! 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه 10 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

Ruzbehan@theSecular                                   نيناهاگن در شانزده سالگی - زمان رياست ژوزف استالين

 نینا هاگن[i] – روشنفکر و دگراندیش روسی عصر استبداد کمونیستی – یکروز پس از 20 سال حبس در اردوگاه کاراجباری کولاک قبل از آنکه دور از چشم دیگر هم سلولی هایش تیرباران شود، همانقدر فرصت کرده بود که مثل هر روز صبح، فقط چند سطری را قلمی کند. مثل هميشه از امید بنویسد و آرمان رهایی. شايد طرحی از يك كبوتر آزاد يا پروانه ای پيله بسته هم در كنارش بكشد. بی آنکه امید داشته باشد روزی نوشته هایش بدست دیگران خوانده شوند، هر روز صبح چند بیتی می نوشت؛ شايد به نثر يا نظم، طرحی هم كنارش.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روزبهان در دوشنبه 10 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

 

           

 

 

می خواستم در مورد نسبیت مطالبی به عرض برسانم، اما دیدم که ظاهرا بدون یک سری مقدمات مرتبط نمی توان به آسانی به آن پرداخت. چرا که اگر هم بخواهم در آینده وارد بحث نسبیت در نسبیت شوم فکر می کنم به علت کمی پیچیدگی بحث و نیز کمی استفاده از نظام اصطلاحاتی که نیاز به تبیین پیشین دارند، دیگر زبان مفاهمه و ارتباط در بحث را از دست دهم.

نوشتاری را که در این مقاله می خواهم خدمتتان ارائه کنم بحثی ست آکادمیک در رابطه با روش شناسی و اصول روش تنظیم که هر چند سعی کرده ام با کمی روان تر کردن بحث و نیز تبدیل بعضی واژگان به واژه های عرفی تر از خشکی مطلب بکاهم اما باز پیشاپیش عذر بنده را بپذیرید.

برای جلوگیری از اطاله کلام بسیاری از مقدمات را رها کرده و از میانه راه شروع می کنم و در اثنای این بحث به برخی مقدمات به فرا خور حال اشاره کرده و گذر می کنم. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 10 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

تاريخ نگاه جنسيتي بر دو دسته است كه هيچكدام جوابگوي نيازهاي برابري امروز انسانها نيست.

بر اساس نظریات فروید که مدتهای مدیدی کلیه بحث ها و دروس روانشناسی بر اساس آن نظریات بنا گذاشته شده بود، همه عقده های زن در آرزوی داشتن آلت تناسلی مردانه خلاصه میشد! فروید اعتقاد داشت که زن از بدو تولد و حتی در دورانی که بدن کوچک خود را در مقایسه با بدن پسران کشف می کند، متوجه کمبود آلت مردانه در خود می شود، چیزی که اورا پایینتر از مردان قرار داده است. تمام زندگی زن صرف این می شود که به نوعی این کمبود را در ضمیر ناخودآگاه خویش برطرف سازد.  

آرزوی او برای داشتن آلت مردانه ناشی از این آرزوست که وابسته مردان نباشد و در فعالیتهای خود محدودیتی نداشته باشد و مورد بی توجهی و فراموشی قرار نگیرد. آلت تناسلی مردان برای زن نماد استقلال می باشد!!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در یکشنبه 9 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

«اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت!» ~ زوربای یونانی – "نیکوس کازانتزاکیس"

باور دارم که پنج کنج فرهنگ ایرانی را خیّام، فردوسی، مولوی، حافظ و سعدی شکل میدهد. البته نقش آفرینی، ثقل و محوریّت هر کدام از اینان، در ذهن ما متفاوت است. اما گمان دارم که خیّام امضای روح ایرانی است. برای کشف راز اقبال خیّام در نزد جهانیان، البته تلاش ارزنده "فیتزجرالد" در معرفی و ترجمه اشعار وی، بسیار پرفایده بوده است، اما نمی توان منکر این بود که فحوای کلام وی نیز احیاء کننده ی کیمیای گم گشته ای بوده که اعصار گذشته، به آن ضربات مهلکی وارد کرده بودند. نوعی گشادگی، آسان گیری، تیزبینی، رندی و همچنین سیر در وادی حیرت. "نیکوس کازانتزاکیس" جائی می گوید: «چکاد روح انسان، نه دانش، نه نیکی، نه فضلیت و نه پیروزی است. چیزی است که به مراتب حماسی تر و به معنایی حتی مایه نومیدی است و آن حیرت است!»

توضیح: نمی دانم این تجربه جدید که بابش توسط دوستم "ایمان و سیمان" گشوده شده است به کجا ختم خواهد شد. اما مهم راه است نه مقصد. به مانند بازی و زندگی که ما از سرانجامش چیزی نمی دانیم اما می توانیم بر اساس قوانینش خطر نمائیم. مهم زیبا بازی کردن است و نه نتیجه. امید دارم که اینجا هر دم کریسمسی رخ دهد! 

+ نوشته شده توسط خوابگرد در یکشنبه 9 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

آيزايا برلين

زندگی را از دریچه های گوناگون میتوان نگریست ،هیچ یک لزوما شفاف و واضح نیستند،کم و بیش در نمایش و تحریف واقعیت مثل یکدیگرند.....(آیزایا برلین)

 آیزایا برلین در سال 1909 در ریگای روسیه به دنیا آمد. در ۱۹۱۷ هنگامى كه با پدر و مادر در پتروگراد [سنت پترزبورگ كنونى] به سر مى برد، انقلاب روسيه را به چشم ديد. در ۱۹۲۱ به انگلستان رفت و در دبيرستان سنت پل و دانشگاه آكسفورد درس خواند و از آن پس در همان كشور اقامت گزيد و به عضويت هيأت علمى كالج ال سولز در همان دانشگاه درآمد. از ۱۹۵۷ به مدت ۱۰ سال استاد كرسى نظريات اجتماعى و سياسى در آكسفورد و از ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸ رئيس فرهنگستان بريتانيا بود. او دانشورى در يكى از مهم ترين دانشگاه هاى بريتانيا بود و به مقام برجسته ترين و اصیل ترین(نظر شخصی من) متخصص تاريخ انديشه هاى اروپا رسيد.برلین در جنگ جهانى دوم در نيويورك و واشنگتن براى دولت بريتانيا كار مى كرد. با بسيارى از فيلسوفان و هنرمندان و موسيقيدانان و شاعران اروپايى، از فيلسوف روسى تبار فرانسوى آلكساندر كوژو تا داستان نويسى مانند بوريس پاسترناك و متفكر آمريكايى ای(که بسیار از لحاظ فکری از او دوراست) لئو اشتراوس، دوستى داشت. بر عرصه هاى گوناگون فكرى، چه در اروپا و چه در آمريكا، مسلط بود و استادانه از يكى به ديگرى مى رفت و درباره فلسفه و ادبيات و موسيقى سخن مى گفت و مى نوشت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 9 تیر1387| مكاتبه با نويسنده

اين قسمت صرفاً برای ارتباط مستقيم، آزاد و همزمان اعضاء تعبيه شده است تا كه بتوانند بدون ايجاد مزاحمت برای دیگر اعضاء در مطالب غيرمرتبط، از پيغامگير اینجا كمال استفاده را برده باشند.

 

ما حق داريم...

+ نوشته شده توسط روزبهان در شنبه 8 تیر1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا: