تبليغاتX
سرای فکر آزاد
دانشمندی که به دانش خویش مغرور است مثل محبوسی است که به وسعت زندان خود میبالد - سیمون ویل....................................در نهايت، اين سكوت دوستانمان است كه فراموش نخواهد شد نه كلمات دشمنانمان - مارتين لوتركينگ.................................... اگر تو جای خدا بودی هیچ کریسمسی رخ نمی داد! چون تو به کلیسا می رفتی. اما او به سراغ مریم [باکره] رفت! - نیکوس کازانتزاکیس....................................آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست - آلبرت كامو ....................................شكی نيست كه اگر تواضع فضيلت باشد، به حال ديوانگان و ابلهان مفيد خواهد بود؛ زيرا هركس بايد چنان قدر خود را پائين بياورد كه گويی يكی از ابلهان است - آرتور شوپنهاور....................................بر ذهن و جسم خود، آدمی خودمختار است - جان استوارت ميل ....................................به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید - کنفوسیوس

جزیره ناشناخته

" خودرویی را در نظر بگیرید که در جاده‌ای پر پیچ و خم در حال حرکت است. این خودرو در هر پیچ که از نظرها محو می‌شود، در پیچ بعدی به خودرویی دیگر تبدیل می‌شود. همچنین سرنشین‌های آن هم عوض می‌شود. حتی این امکان وجود دارد که راننده آن نیز در یکی از پیچ‌ها تغییر کند. "

این قیاسی درباره پدیده‌ای به نام «احمدی‌نژاد» یا مکتب «احمدی‌نژادیسم» است که می‌توان سیر تطور آن را مرور کرد تا سیمای نظری و عملی آن در ذهن ترسیم شود. «خودرو» نوع رفتار و عقاید اعضای این جریان است و سرنشین‌های آن، حلقه اصلی فعالانش و راننده هم فعلا «محمود احمدی‌نژاد» که البته در حال حاضر با پررنگ شدن نقش «اسفندیار رحیم‌مشایی» در این مکتب جدیدالتاسیس، بوی تغییر «راننده» هم به مشام می‌رسد. البته این مکتب یا حلقه فقط سیاسی نیست؛ چرا که با مروری بر رفتار و گفتار اعضای آن می‌توان ریشه‌های اعتقادی و شبه مذهبی هم در آن یافت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در شنبه 11 مهر1388| مكاتبه با نويسنده

درویشان و روحانیان و نویسندگان و دانشجویان را هم امان ندادید و از دم تیغ گذراندید. عاقبت هم به جانیان و بانیان جایزه دادید و به ریش همه خندیدید  و ریش سرباز بی نوایی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.
 

صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.
 

قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند
 

وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.
 

چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.
 

 شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در جمعه 20 شهریور1388| مكاتبه با نويسنده

سبک‌پای راستگو و فرج‌خوان دروغگو


آقای احمدی‌نژاد در صحبت‌های اخیرش برای نشان دادن این‌که دروغ گو نیست، به استدلالی توسل جست که از آن‌جایی که بارها این استدلال از طرف ایشان تکرار شد، نشان می‌دهد که وزن مهمی در نظر وی  برای تبرئه‌اش از اتهام دروغ‌گویی دارد. دیدم بسیاری از دوستان، از جمله داریوش، به سستی این استدلال خرده گرفته‌اند. با این حال نامناسب ندیدم که در این فرصت کوتاه باقی‌مانده تا انتخابات من هم سستی این استدلال را به نوبه‌ی خود نشان دهم.

در ادامه دلیل خواهم آورد که استدلال کوتاه احمدی‌نژاد در اثبات راستگویی خود با مشکل مواجه است به طوری‌که این مشکل برای اثبات نکردن مقصود وی از طریق این استدلال کافی است.

استدلال احمدی‌نژاد را می‌توان به این گونه صورت‌بندی کرد:

اگر کسی دروغگو باشد، ترسو خواهد بود (مقدمه اول)
من ترسو نیستم (مقدمه دوم)
پس دروغگو نیستم (نتیجه)

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در دوشنبه 25 خرداد1388| مكاتبه با نويسنده
محتوا:

 

+ نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 21 بهمن1387| مكاتبه با نويسنده

 آویزانیم [؟]

+ نوشته شده توسط حامد در سه شنبه 15 بهمن1387| مكاتبه با نويسنده

یکی از سخنرانی های بسیار ارزشمندی که بصورت دوره ای در منزل عبداله نوری برگزار می شود، سال گذشته بود با نام حقوق بشر یا حقوق خدا که توسط عالم روشنفکر مجتهد شبستری ایراد شد. این سخنرانی از آنجایی جالب بود که مجتهد شبستری در ابتدا با تاکید بر اینکه بحث "يا حقوق بشر ياحقوق خدا" چيزي بيش از مغالطه نيست به تشریح و تببین اعلامیه حقوق بشر پرداخت و بر خلاف اسلاف روحانی و مسلمان خویش، آنرا یک قرارداد انسانی عنوان کرد که مذهبیون به اشتباه می خواهند با آن مخالفت کنند. این مطلب را همزمان با سالگرد امضای بیانیه حقوق بشر در جهان اینجا آورده ام تا فقط ببینید در همین ایران امروز ما چه بزرگانی هستند که زیبا فکر می کنند و در لباس شیخ و روحانی روشنفکرانه به انجام وظیفه می پردازند. خلاصه ای از آنرا در وبلاگ خودم بازگو کرده ام.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرام در پنجشنبه 21 آذر1387| مكاتبه با نويسنده
روزی روزگاری روزبهانی بود و دوجین رفقا. یکی از یکی بهتر. یکی از یکی عالم تر. و فهمیده تر.

روزگار بر روزبهان مجال تقدیر از ایشان نداد. باشد که بر روزگار و روزبهان نبخشیم:

که لااقل در جواب کمکهای ارزنده شان در راه اندازی این وبلاگ مشترک تقدیری شود از ایشان.

دوستانم، متفکران فهمیده و متعهد، کسانی که تک تکشان بار پیدایی این صفحه را بیش از من بر دوش کشیدند، سپاسگزارم.

با سپاس فراوان از مریم آزاد، علی مسعودی، مجیدنصرآبادی، حامد ب، پدرام، فرزاد پورمرادی و رضا. از این هفت نفر بیشمار سپاس و تشکر. و بدرود.   

 

+ نوشته شده توسط روزبهان در دوشنبه 18 آذر1387| مكاتبه با نويسنده
محتوا:

فیشرآغاز سال جديد با خود نگاهي سياسي به سال گذشته يعني سال 2007 را به همراه دارد. اما بهتر اين است که در مورد سال 2007 نگاهي متفاوت داشته باشيم نگاهي غيرتقويمي که ارتباطي به وقايع روزانه و سلسله روند ها ندارد، بلکه به دنبال آن است تا تغيير و تحولات ساختاري در لايه هاي عميق تر سياست بين الملل و اقتصاد را درک کند. از اين نقطه نظر مي توان سال 2007 را سالي بي نهايت مطلوب به شمار آورد زيرا تغييرات ساختاري فشرده از لايه هاي عميق تحولات بين المللي به سطح آمده و امور روزمره سياسي را به صورتي محسوس و روشن شکل دادند. بدين ترتيب يک نظم نوين جهاني (يا نظم نوين جهاني بهتر؟) قابل مشاهده...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در چهارشنبه 29 آبان1387| مكاتبه با نويسنده
mary

دبلیو.دی.راس یکی از فیلسوفان اخلاق و از شارحان بزرگ ارسطوست که با دو کتاب ((درست و خوب))و((بنیانهای اخلاقی))در فلسفه ی اخلاق مطرح شد.وتمام تلاشش را  در پی بازسازی تئوری اخلاقی وظیفه گرایانه ی ایمانوئل کانت به کار بست و اخلاقی پلورالیستیک را پایه ریزی کرد.راس با این بازسازی تونست دستگاه کانتی را با شهودات اخلاقی عرفی کنشگران هم نوا سازد.دستگاه اخلاقی راس به دو دسته قسمت میشود. اخلاق فی بادی النظر و اخلاق فی بادی العمل...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 28 آبان1387| مكاتبه با نويسنده

جهابگلو

بحث امروز من پروژه ای است که مدتی است سرگرم کار بر روی آن هستم و هنوز نا منسجم است و در حقیقت تاملاتی است در رابطه با این موضوع که ایرانی بودن به چه معناست.حدود ۲۵۰ سال پیش منتسکیو، فیلسوف معروف فرانسوی در کتابِ" نامه های پارسی" و در نامۀ سی ام از زبان یک فرانسوی خطاب به یک گردشگر ایرانی در فرانسه که لباسهای اروپائی پوشیده بود و آشنایانش او را نشناختند این جمله را به کار برد که "چگونه می توان ایرانی بود؟" پرسش منتسکیو هنوز بعد از گذشت سه قرن برای ما ایرانی‌ها چه داخل و چه خارج کشور تا زمانی که با فرهنگ و هویت ایرانی درگیر هستیم از همه‌ی پرسش‌ها امروزی‌تر است. ارنست رنان، نویسندۀ فرانسوی مطرح می کند که هر ملتی یک روح و اصل معنوی است، حال سؤال این است که روح و اصل معنوی ایرانی چیست؟ هگل در کتاب "فلسفۀ تاریخ" روح قومی هر ملت را جوهر معنوی آن ملت می داند که حیات درونی آن ملت را تشکیل می دهد. حیات و زندگی درونی هر ملت یعنی انکشاف ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میهمان در جمعه 24 آبان1387| مكاتبه با نويسنده